وبلاگ شخصی زینب عابدینی


+ امید و احساس گناه

#امید وقتی جوانتر بودم، شاید نوزده یا بیست ساله، در دانشگاه با استادی دیندار آشنا شدم که از آینده ای برین و بهبود وضعیت زندگی مردم جهان در پرتو برنامه های خداوند سخن می گفت. آخرش دانشجوها خیلی امیدوار شده بودند که بالاخره با آمدن منجی تلاش های خورده ریزه ی انسان ها برای کمال و بهبود زندگی در زمین به نتیجه ای جهانی می رسد و خیلی از دیوانگی حکومتها ، و نقصی که در جامعه ی پیرامونشان می بینند -حالا هر جای دنیا که می خواهد باشد- دلگیر و نا امید نشوند. وقتی صحبتهایش به پایان رسید، بنا شد من ایشان را به در خروجی دانشگاه برسانم و فرصت غنیمتی هم برای گپ و گفت و همراهی تا خداحافظی نهایی داشته باشم. دوست داشتم سوالی بپرسم که بین دین و روانشناسی تعامل ها و مرزها را تا اندازه ای نشان بدهد. به ایشان گفتم اگر کسی گناهی کرده باشد و خود را خطاکار بداند، شما چه توصیه ای به او می کنید؟ گفت: می گویم از خدا درخواست بخشش کند. گفتم : اگر توبه هم کرده باشد، پشیمان هم باشد، و گرد آن خطا هم نگردد، اما باز غمگین باشد و ناامید از خودش ، شما چه توصیه ای می کنید؟ گفت: اگر به خدا ایمان دارد، و توبه کرده است و از کسی جز خودش چیزی را ضایع نکرده باشد، دیگر غمگینی او معنایی ندارد به مهربانی و رحمت خداوند امیدوار باشد. گفتم: اگر با همه ی این حرفها باز هم احساس کند که جایی نزد خدا ندارد به عنوان یک دانشگاهی دیندار و سخنوری تاثیر گذار به او چه می گویید: گفت: می گویم برود پیش یک روانشناس، این دیگر احساس گناه مذهبی نیست. این احساس گناه بیماری است. بهتر است برود ساختمان افکارش را اصلاح کند. خیلی برایم جالب بود ، آن موقع دانشجوی سال سوم روانشناسی بالینی بودم، از ایشان تشکر کردم و از مرز روشنی که میان امید و ناامیدی، بیماری و سلامت ، خطا و جبران در برابر ناامیدی و رخوت کشید شگفت زده شدم. آری تا خدا هست، امید هست، بخشش هست، و رشد و تعالی بشر ادامه دارد. #روز عرفه فرصتی دوباره برای دوستی و امیدواری به مهربانی خداست. زینب عابدینی نسب، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، رواندرمانگر رسمی استان انتاریو، 9052377472 ، رزرو مشاوره آن لاین zainab.abedini@gmail.com         https://t.me/greatlives☂️

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٦/٦/٩
comment نظرات () لینک