وبلاگ شخصی زینب عابدینی


+ چرا رابطه ام با همسرم خوب نیست؟

گاهی بعضی از همسران چنان سریع و عجیب درگیر روابط خصمانه با یکدیگر می شوند و در تله ی خشم و پرخاش و اهانت و سردی روابط می افتند که خودشان هم باورشان نمی شود روزی بتوانند روابط شایسته و شادی با یکدیگر داشته باشند. 

می خواهم چند نکته کاربردی در تشخیص و درمان روابط خصمانه ی همسران برایتان بنویسم ، امیدوارم سودمند و کابردی باشد.

- اگر بیشترین دعوای شما ابتدا لفظی است و درباره ی مسائلی است که فکر می کنید خیلی ساده می شد از کنارشان رد شد. مسائل روزمره ای که فکر می کنید همه ی زن و شوهرها از کنارش راحت میگذرند اما در خانواده ی شما تبدیل به دعوا و بی احترامی می شود. 

- اگر دعوای شما معمولا به طور فراوانی به اتهام های  قانونی یا مذهبی ختم می شود در حالی که معمولا دوستان شما در چنان موقعیتی آنهمه استدلال و اتهام قانونی یا مذهبی نمی کنند. 

**خطر**

شما گرفتار مشکلی به نام روابط "عاشقانه ی شغالها" شده اید. به این معنا که همسران همانند رابطه ای که در زندگی و همکاری گروهی که میان شغالها وجود دارد، نسبت به هم با خصومت و دشمنی رفتار می کنند اما در مقابل افراد خارج از گروه خود یک واحد یکپارچه به نظر می رسند. اگر روابط خصمانه، بدرفتاری، توهین، انتقاد صریح و بدگویی، و درگیری فیزیکی بین شما برقرار است، اما علاقه مند هستید که زندگی مشترکتان با همه ی این مسائل ادامه پیدا کند گرفتار روابط شغالانه شده اید. به هر حال به شکار یکدیگر نیاز دارید ( تامین نیازهای اقتصادی، مراقبت از فرزندان، اداره امور خانواده و ...)، اما جنگ قدرت بین شما برقرار است ، شکار یکدیگر را می ربایید( موفقیت یکدیگر را قدردانی نمی کنید) اما پشتیبان همدیگر هستید ( چرخ زندگی تان می چرخد اما محبت عمیقی بین شما در گردش نیست).

روشهای تشخیص مشکلتان:

1- در صحبت کردن با دوستانتان دقت کنید، آیا در مسائلی که اختلاف نظر دارید معمولا دوستتان از برداشت های اشتباه شما از حرفش متعجب نمی شود؟ ( مثلا: فکر کنید ببینید در سه ماه گذشته چند بار از دوستانتان شنیده اید که  به شما گفته اند: من که این منظوری که تو برداشت کردی نداشتم ، اصلا داستان این طور نبوده ، بگذار یک بار دیگر توضیح بدهم) 

2- دوستان یا همکارانتان در سه ماه گذشته چند بار به شما گفته اند که" مساله ی ساده ای را زیاد توضیح داده و گیجشان کرده اید؟" یا گفته اند:" شما خیلی یک طرفه مسائل را حل می کنید و به نقطه نظر آنها توجه کمی دارید". یا شنیده اید که گفته اند: "تکروی می کنید و نقطه نظر جمع یا حال جمع توجهی ندارید. "

3- آیا در سه ماه گذشته در محل کارتان یا در جمع دوستان و آشنایان پیش آمده که از برخورد تند خودتان عذرخواهی کرده باشید؟ یا از بلند شدن صدایتان؟ یا از زیاد حرف زدن و خسته کردن مخاطب؟ 

4- ظرف یک سال گذشته آیا دوست صمیمی تان را نسبت به سالهای قبل کمتر ندیده اید؟ 

 آسیب شناسی مساله ی همسران گرفتار روابط عاشقانه ی خصمانه ( شغالانه )

در سوالاتی که برای تشخیص از شما پرسیدم هیچ اشاره ای به رابطه ی شما با همسرتان نکردم چرا که می خواستم تاکید کنم مشکل شما لزوما با همسرتان نیست. ولی شدیدترین آسیب را از ناحیه روابط عاشقانه تان متحمل می شوید. چرا که مساله ی جدی احتمالا همسری نیست که انتخاب کرده اید بلکه مدل ارتباطی است که انتخاب کرده اید. 

یکی از دلایل روابط خصمانه ما با همسرمان پیروی از مدل ارتباطی "سلطه گر" است. رابطه ای که طبیعتا دوستان را پراکنده می کند، در روابط کاری عذرخواهی می طلبد، و در رابطه ی عاشقانه سردی و خصومت. این که می خواهیم طرف مقابل بلافاصله پس از انتقاد ما بگوید:" وای ببخشید من اشتباه می کردم ببخش". ( و خلاصه به سرعت انتقاد ما را بپذیرد و اعلام کند غلط کرده است !) . در ارتباط سلطه گرانه با تاکید بر نقطه ی ضعف طرف مقابل می خواهیم نقطه مثبتی برای خودمان اثبات کنیم. ( تو چون بدی من خوبم، بنا براین اگر تو خوب باشی من بد هستم !!) طبیعی است که طرف مقابل ما دفاعی برخورد می کند و سعی دارد که خودش را اثبات کند. مشکل این جاست که شما نوعا چنین مشکلاتی را با رئیستان یا با مادر و پدرتان به طور شدیدی پیدا نمی کنید. معمولا این مشکل در روابطی که طرفین جایگاه مساوی نسبت به هم دارند اتفاق می افتد. 

همانند وقتی که در مقابل دوستانتان جایگاه شما نسبت به همکارتان نسبتا مساوی است ،  در ارتباطتان با همسرتان نیز اساسا برتری و پایین تری در کار نیست ، بلکه در این دست ارتباطها بیشتر اختلاف روش، سلیقه و اولویت مسائل وجود دارد، ولی شما با رابطه ی سلطه گرا در فضای برابر، در جستجوی اثبات خودتان( یا دیدگاهتان) هستید. نتیجه همان مدلی است که بین شغالها وجود دارد. به کمک هم نیاز دارید( به دلیل فرزندان، به دلیل حفظ اعتبار خانواده، به دلیل وابستگیهای مالی) اما در عین حال هر یک دوست دارید که برنده باشید، و موفقیت طرف مقابل، نقطه نظر درست او، یا روش مناسب او را به باد انتقاد می گیرید و سعی می کنید نقطه ضعف خودتان را بپوشانید و خود را برنده میدان نشان دهید. 

طبق آنچه توضیح دادم بازنده واقعی شما هستید عاشقانه ای که "شغالانه" پیش برود جز رنج و احساس حقارت شخصی حاصلی ندارد. کودکان شاهد انتقادهای تند والدین نسبت به یکدیگر هستند در حالیکه قضاوتشان لزوما تابع استدلالهای والدین نیست. قضاوتشان تابع مشاهداتشان است. هر یک از همسران نیز در این رابطه به اندازه ی کافی لذت نمی برند. خیانت عاطفی یا خیانت جنسی در روابط شغالانه بیشتر رخ می دهد و در نهایت هم پایانی جز احساس حقارت درونی بیشتر ندارد. معمولا همسرانی که برای جبران لطمه هایی که در رابطه ی خانوادگی " شغالانه" می خورند برای سرپوش گذاشتن بر این احساس بازندگی سعی می کنند در گوشه ای برای خود محبوب یا محبوبه ای پیدا کنند . معمولا این رابطه را به این دلیل وارد زندگی می کنند که برای مدت کوتاهی تاییدش کنند یا تاییدشان کند و رابطه ی غیر شغالانه ای را با یکدیگر تجربه کنند. نهایتا به دلیل دشواری حفظ روابطی که صرفا در حد چسب زخم، آسیبهای جدی رابطه ی زناشویی شان را ترمیم می کند روابط موقت عاشقانه را رها می کنند. و البته خود این موضوع طوفان دیگری از انتقادها و اعتراض ها، صدمات ناشی از جدایی، مقایسه ها و حتی هزینه های جانبی خاص خودش را در پی خواهد داشت. 

تله ی رابطه ی شغالانه در پیوند عاشقانه صرفا یک تله است که می توان قربانی اش نشد و از آن نجات پیدا کرد. نیاز به تایید و تلاش برای اداره مسائل به شیوه ی "صد در صد درست " هدف مثبت همسران گرفتار این تله است. غافل از آنکه "صد در صد درست " یک ویژگی مطلق برای مسائل مطلق است. خوب است که مسائل حقوقی یا اساس دیانت شما صد در صد درست باشد. اما مسائل خانوادگی و اساسا فضایی که دو انسان در آن درگیر هستند جز در کلیات جایگاه پیدا کردن "صد در صد درست "ها نیست. یک درس را به بینهایت شیوه ی خوب و درست می توان به کودکان آموخت. یک مهمانی را به بینهایت شیوه مناسب و درست می توان برگزار کرد. یک نیاز را از هزاران جا می توان تامین کرد. مهم این است که وقتی پای فرد دیگری و یا همراهی مطرح است به جای قالب فکریِ یافتن یا اجرا کردن "صد در صد درست " بهتر است که به شیوه ی فکریِ "نظرت درباره ی این فکر من چیست" متوسل شوید. حتی اگر دوست دارید واقعا همسرتان دقیقا انچه شما دوست دارید انجام دهد به خودتان و به او کلک نزنید. در نقش یک حقوقدان یا قانونگذار، یا متخصص مذهب عمل نکنید. 

چاره: 

1- وقتی صدایتان بالاتر می رود، یا احساس می کنید همسرتان خرابکار، نفرت انگیز، نادان، بی عرضه، و ... است بگویید: من فکر می کنم از کاری که داری انجام می دهی / شرایطی که پیش آمده راضی نیستم اما دقیقا نمی دانم چه کار بکنم. 

2- سعی کنید به جای صدا یا دستتان پاهایتان حرف بزند ، محل را را برای تقلب کردن ترک کنید. 

3- به خودتان فرصت انتخاب برخورد مناسب بدهید. ( آیا احساس عدم امنیت کرده بودید؟ آیا راه حل بهتری دارید و فکر می کنید همسرتان خیلی نسبت به راه حل مناسب بی توجه بوده ؟ آیا احساس منفی نسبت به او پیدا کرده اید و می ترسید دوباره پرخاش یا تندی کنید؟ ) 

4- فقط احساستان را به همسرتان بگویید. متاسفانه بسیاری از ما نمی دانیم چگونه احساسمان را بیان کنیم بنابراین با منظقی جلوه کردن و آسمان و ریسمان بافتن طرف مقابل را گرفتار احساس بدی درباره ی خودش می کنیم( آن قدر حرف می زنیم تا طرف به غلط کردن بیفتد، بعد خودمان حالمان خوب می شود، "رابطه ی شغالانه") به جای شغالانه می توان عاشقانه زندگی کرد راهش این است که فقط احساستان را حتی اگر منفی هست بگویید و بلافاصله بگویید که نمی خواهید او احساس بدی داشته باشد فقط می خواهید تغییری ایجاد شود.

آرمین ! من از حرفی که زدی ناراحت شدم . می تونی خودت کاری کنی که تاثیر حرفت بد نباشه ؟

سیما ! من دوست ندارم این طوری که تو برنامه ریزی کردی مهمونی بگیریم. نمی خوام تو ذوقت بزنم 

شهرام! من از رفتار تو با بچه خوشم نمی آد. نمی خوام ناراحتت کنم فقط میخوام اگر موافقی روی این موضوع کمی فکر کنی. 

مهتاب ! من خیلی از دروغی که به خانوادم گفتی متنفرم. با این که دوستت دارم اما نمی تونم کارت رو تحمل کنم. خودت مساله رو حل کن. و اگر کمکی می خواهی دوستانه بگو. 

مجید! من دوست دارم تو هم کمکم کنی احساس خستگی و تنهایی می کنم . فکر می کنی چه کاری رو بتونی انجام بدی که کارها بهتر پیش برن؟ 

5- فریاد نزنید چون نه تنها کلماتتان را نمی شنوند بلکه هنگام فریاد زدن شما دیگران دوست دارند حتی صدایتان را هم نشنوند. اگر سعی کنید طوری صحبت کنید که اگر دیگران صدایتان را می شنیدند خجالت زده نمی شدید مسلما همسرتان بیشتر علاقه خواهد داشت تا کلماتتان را هم بشنود. 

 6- ساکت باشید. فقط گوش کنید. اگر نمی توانید گوش کنید بازهم فاصله بگیرید و دوباره برگردید. هنگام گوش کردن به چشمهای همسرتان نگاه کنید. موبایلتان را بگذارید در اتاقی دیگر، روزنامه یا کتاب دستتان نباشد. سعی کنید به چهره اش نگاه کنید.

7- اگر احساس کردید از شما ترسیده مطمئن باشید که هنوز فکر می کند شما مثل سابق با او ارتباط برقرار می کنید، صدایتان بلند است. چهره تان برافروخته است. سراغش بروید او را در اغوش بگیرید حتی اگر فرزندانتان حاضر هستند، به او بگویید نمی خواهم اذیتت کنم. میخواهم حرفم را بفهمی/ حرفت را بفهمم. اگر الان امادگی حرف زدن را نداری. باشد برای بعد. 

8- اگر این هشت نکته را رعایت کردید و نتیجه نگرفتید حتما به مشاوران خانواده مراجعه کنید. اگر کمک بیشتری نیاز دارید با کلینیک حیان تماس بگیرید و تقاضای وقت رواندرمانی و مشاوره با زینب عابدینی داشته باشید: 2377472(905) 

آرزو می کنم عشق و احترام از سر روی زندگی تان ببارد. 

 

 

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٢/۱۳
comment نظرات () لینک