وبلاگ شخصی زینب عابدینی


+ نگاه من درباره آینده معنی درمانی - لوگوتراپی

ما در عصری زندگی می کنیم که بسیار پیشرفته تر از قرون گذشته به نظر می رسد. سرعت علم و تکنولوژی به انسان امروز نسبت به آینده احساس کنترل نمی دهد، بلکه به عقیده من این پیشرفتهای بی وقفه انسان را نسبت به آینده اش ضعیف تر و نگران تر می کند. این احساس ضعف حاصل فاصله ای است که امروز نسبت به آینده دارد. 100 سال پیش انسانی تصور نمی کرد که تغییرات آن سوی جهان را لحظه به لحظه بتواند مشاهده کند و بر مبنای آن تصمیماتی را این سوی جهان بگیرد. مسلما 100 سال آینده به لحاظ تکنولوژیک  بسیار پیشرفته تر از امروز خواهد بود. اما انسان دیروز با فقر و گرسنگی و مشکلات همنوعان خود در سطح شهر خودش مواجه بود. و شاید مدینه فاضله اش سیرکردن گرسنگان، و ریشه کن کردن فقر همسایگانش بود. امروزه حتی اگر در شهری مانند تورونتو در همسایگی من به سادگی نتوان انسان گرسنه ای را پیدا کرد اما به لطف تکنولوژی و پیشرفت علم نمی توان از شکمهای گرسنه، بیماری های کشنده و رنج طاقت فرسای انسانهایی که در قاره ای در همسایگی من به سر میبرند بی اطلاع ماند. با این همه گویا انسان امروز در گیر ودار پیشرفتهای بزرگ جامعه اش از خودش وامانده است. به همان سادگی که جلسه مدیران ارشد یک شرکت به صورت تله کنفرانس برگزار می شود، خلوتی میان انسان و خودش صورت نمی گیرد. این وضعیت مرا بیشتر متوجه پیام رواندرمانی ویکتور فرانکل برای عصر حاضر می کند: جستجوی معنا

تاکید فرانکل بر معناداری حیات هر انسان نبوغ او نیست ، به نظرم حاصل زندگی او در سخت ترین شرایط و بی رنگ و لعاب ترین روزهای عمرش در اردوگاه های مرگ نازی هاست. شاید بشر برای رهایی از چرخ دنده های صنعت نیاز داشت که کسانی را در شرایطی ناگوار قرار دهد تا در انزوای این کسان از صنعت و پیچیدگی های دنیای مادی، تحت فشار و ارعابی که از سوی همنوعان خود دریافت می کردند، فردی برخیزد که انسان را به خودش و حیات معنادارش دوباره دعوت کند. تاکید فرانکل بر معنا ، در کنار تاکید او بر اراده آزاد انسان دستاورد بزرگی به نام پذیرش مسوولیت انتخاب ها و تصمیمها به همراه داشت. این دستاورد گویا فرزند معنوی فرانکل است اما رواندرمانگران امروز موظف به مراقبت و رسیدگی به این فرزند دور از پدر دارند. آینده لوگوتراپی وابسته به تلاش رواندرمانگران در زنده نگهداشتن نهالی است که فرانکل در حیات رو به مرگ انسان معاصر کاشت.تاکید بر معنا ، در ایدئولوژی مذاهب ، در شهود عرفا، در قلم فرسایی های فلاسفه ، در کلمات برخی شاعران الهام بخش انسان هاست.  لوگوتراپی نیز همان پیام را به انسان ها می رساند. با این تفاوت که تلاش رواندرمانگران به جای تاکید بر گروه خاص، بر نجات همه کسانی است که برای رهایی از مشکلات روانشناختی خود برای درمان به آنها مراجعه کرده اند. اینده لوگوتراپی در بستر درمانهای روانشناختی متفاوت قابل پیگیری است. به هر حال عصر حاضر عصر درمانهای یکپارچه گراست. عصر درمانهای ریشه ای در مقابل درمانهای علامت زدا. شاید این میان پیوند نیکویی میان شناخت درمانی رفتاری و معنی درمانی بتوان برقرار کرد.

اگر چه بسیاری از درمانهای روانشناختی در فضای دانش پژوهانه امروز بسیار متاثر از آزمایشگاه های علوم و روابط علت و معلولی مستقیم هستند، به طوری که ماده ( مغز و روابط نورونی) اهمیت و ارزش ویژه ای در پژوهشها یافته است ولی رواندرمانی ویکتور فرانکل با تاکید بر ابعاد مختلف وجود انسان- اعم از بدن، روان و روح- وزن قابل توجهی به نیاز های فرا مادی و توصیفات فرامادی و درمانهای فرامادی می دهد.  شاید سایه رواندرمانی فرانکل در دانشگاه ها و درمانگاه ها مانع از تبدیل شدن روانپزشکان به دام پزشکان و مانع از تبدیل روانشناسان به پرستاران و مددکاران اجتماعی شده است. توقع می رود که روانپزشک و روانشناس جسم و روان و روح بیمار را در درمان ارزیابی کنند و به مشکلات هر بعدی از وجود انسان توجهی معنی دار داشته باشند.

به نظرم معنی درمانی ، مانند عصایی در دست دیگر درمانهاست. آن گاه که با تاکید بر نظریه شناختی رفتاری خطاهای منطقی بیمار را شناسایی کردیم لازم است که با کمک معنی درمانی پاسخ سوال " خوب که چی " بیمار را هم بدهیم. گویا پس از رفع خطاهای شناختی بیمار نیز ممکن است باز خلق و روحیه بیمار به حد سلامتی نرسد، اینجاست که معنی درمانی با جراحی عمیقتری سوالات بنیادین مراجع را بیرون می آورد و در مقابل او قرار می دهد. گویا در این عصر پر هیاهو، این معنی درمانی است که در کلینیک مراجع را با حقیقت خودش مواجه می کند نه فقط با عملکردهای شناختی و بازده های رفتاری و عاطفی اش. گویا معنی درمانی دیداری میان انسان و خودش فراهم می کند تا در این دیدار انسان خود را از لا به لای چرخ دنده های صنعت و ماده بیرون بکشد و برای روزهای گم شدن و درمانده شدن قطب نمای وجدان را در دستان او قرار دهد. در نتیجه انسان از گم شدن نجات می یابد و رو به معنی حرکت کردن را در سیری و گرسنگی خود و هم نوعانش فراموش نمی کند.  زینب عابدینی ، ( آخرین یادداشت ارائه شده به دکتر ادوارد مارشال رئیس موسسه کانادایی لوگوتراپی فرانکل، جهت دریافت گواهینامه پایان دوره نخست لوگوتراپی حرفه ای، تورونتو، دسامبر2012)

 

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ٤:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۱٩
comment نظرات () لینک