وبلاگ شخصی زینب عابدینی


+ نظام روانشناسی ایران برای هماهنگی ادبیات روانشناسان و روانپزشکان باید کاری کند.

"نظام روانشناسی ایران برای هماهنگی ادبیات روانشناسان و روانپزشکان باید کاری کند"

برای مطالعه متون روانشناسی به زبان فارسی نخستین گزینه ها در موضوع تشخیص و درمان خلاصه روانپزشکی، علوم رفتاری و روانپزشکی بالینی است که در میان متخصصان معروف است به خلاصه و کتابی که مختصرتر از این مجموعه چند جلدی است معروف است به چکیده . کتاب دیگر راهنمایی است که معروف است به دی اس ام  4  که البته هر سه رهاورد انجمن روانشناسی آمریکا است. ترجمه های متفاوتی از این کتاب ها به عنوان اصلی ترین کتاب های راهنمای تشخیص و نامگذاری اختلالات و نشانگان روانشناختی و روانپزشکی وجود دارد که هر یک عبارات و اصطلاحات گوناگونی را وابسته به سلیقه و گزینش مترجمان پیشنهاد می کنند. مثلا "اختلال نقص توجه - بیش فعالی" در مقابل "اختلال نقص توجه - فزون جنبشی"، "حمله مانیا" در مقابل "حمله شیدایی"، "اختلال وسواسی جبری" در مقابل "اختلال وسواس -اجبار"، "نوروترنسمیتر" در مقابل "عصب - رسانه"، "پرخوری عصبی" در مقابل "جوع عصبی"، " دزدی" در مقابل "وسواس دزدی"، "شخصیت نمایشی" در مقابل "شخصیت هیستریک"، "اختلال اضطراب منتشر" در مقابل "اختلال اضطراب فراگیر"، "اختلالات تنش‌زای پس از رویداد" در مقابل "اختلال استرس پس از سانحه"، "اختلال بیان نوشتاری" در مقابل "اختلال در زبان نوشتاری"، و یا عبارت "درمان با شوک الکتریکی" در مقابل "درمان با صرع الکتریکی"، اندک مثال هایی هستند که دراین باره می توان زد.

علت برگردان های گوناگون گاهی ترجمه نکردن بخشی از این اصطلاحات است و گاهی گزینش واژه های عربی کم کاربرد در فارسی یا گاهی انتخاب واژگان کم کاربرد فارسی که مورد اتفاق نظر مترجمان نیست. به هر روی در ایران امروز حتی نمی توان گفت کدام دانشگاه کدام اصطلاح را انتخاب می کند. در پایان نامه های یک دانشگاه هم تشابهی در واژگان انتخاب شده برای یک اختلال وجود ندارد که بتوان گفت واژه مکتب اصفهان یا شیراز یا واژگان انتخابی دانشگاه الزهرای تهران در مقابل دانشگاه جندی شاپور اهواز. کتابخانه های هر یک از این دانشگاه ها پر از پایان نامه هایی است که در یک موضوع واژه هایی متفاوت را برگزیده اند. گویا در گروه های تخصصی نیز به این موضوع تا به حال رسیدگی نشده است.

فراتر از پایان نامه های درون دانشگاهی ، تفاوت ترجمه ها و گاهی منابع متفاوت موجب ناهمگونی مقالاتی می شوند که برای انتخاب واژه نهایی سردرگم هستند. نکاتی هم هست که گاهی مترجمان به آن بی دقت هستند و  عادت دوران تحصیل را در ترجمه سرایت می دهند در حالی که راهنمای اروپایی تشخیص اختلالات روانپزشکی آی سی دی 9 گاهی در متن انگلیسی واژه ای را برای اختلال یا نشانگانی پیشنهاد می کند که در همان طبقه اختلال و برای همان علائم در دی اس ام واژه دیگری انتخاب شده است. نویسندگان مقالات تخصصی بدون تحلیل منابع مورد مطالعه و در نظر نگرفتن یکی از این دو و یا حتی منبعی سوم بر فرض وجود، از تمام واژگان مصطلح در یک اختلال استفاده می کنند. و گاهی بدون دقت در این اختلاف تنها با به کار بردن حرف " یا" در میان دو واژه راه نوشتن را بر خود هموار و انتقال مفهوم به خواننده را دشوار می کنند. گذشته از این همواری و دشواری ، اثرات جانبی مساله که سختی جستجو در منابع الکترونیک و در پی آن جمع آوری محدود پیشینه پژوهش است، از مشکلاتی است که ناهماهنگی در وضع اصطلاحات و حتی برگردان واژه ها از زبان دیگر را در رشته روانشناسی و روانپزشکی رو به رو هستیم.

نظام روانشناسی ایران در کنار انجمن روانشناسی ایران و انجمن روانشناسان ایران سه نهادی هستند که بیش از هر جای دیگری در تعیین شیوه کار و چگونگی گفتگوی روانشناسان و روانپزشکان در ایران موثر هستند. امیدوارم به آسیب شناسی دقیقتر مساله بپردازند و راه حلی برای درمان نشانگان "واژگان به هم ریخته در متون روانشناختی" پیدا کنند.

 

زینب عابدینی نسب کارشناس ارشد روانشناسی بالینی از دانشگاه شیراز و دانشجوی دیپلمای لوگوتراپی از موسسه کانادایی لوگوتراپی ، اتاوا

تورونتو، 17 اسفند 1390

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٧
comment نظرات () لینک