وبلاگ شخصی زینب عابدینی


+ امنیت جاده ای و موتور سواران- پیشنهادی مبتنی بر اصلاح رفتار

مشاهده ی چند دقیقه از فیلمهای مستند خبرنگارانی که رفتار پلیس ایران را با رانندگان گزارش می کنند و مقایسه عملکرد پلیس، هدفش و نتیجه ای که می گیرد با همین مولفه ها در تورونتو انگیزه ی نگارش این یادداشت است.

اخبار متعدد وب سایت های رسمی خبر در ایران و فیلمهایی که در یوتیوب می توان یافت نشان می دهد که موتور سواران از میان رانندگان جاده ای در ایران ، موظف به پوشیدن کلاه ایمنی هستند و اگر کلاه ایمنی نداشته باشند موتورشان ضبط شده ، جریمه شده و باید برای دریافت دوباره ی موتور به جاهای خاصی مراجعه کنند. نگه داری موتورهای مردم به طور سالم وظیفه پلیس است اما سالم رساندن و سالم ماندن آن ها در انبارها و جایگاه های خاص مستلزم هزینه های بسیاری است. تلف شدن وسیله نقلیه بسیاری از افراد، تلف شدن وقت کسانی که موتورشان می خوابد و از روز جریمه شدن تا دریافت موتور خسارت مالی هم می بینند، هزینه ای است که  هم پلیس  و هم موتور سوار باید درباره ی آن فکر کند. مسلما جریمه کارکردش تنبیه خاطی و کاهش تکرار رفتار غلط اوست و نه صدمه زدن به فرد و تلف کردن هزینه های شخصی یا ملی افراد. خاطرم هست پارکی را در یکی از کلان شهرهای ایران که تبدیل به انبار موتورهای موقوفه شده بود نه موتور ها استفاده می شدند و نه دیگر پارک جای بازی کودکان و نوجوانان بود. این روش جریمه کردن جه خاصیتی دارد؟

از طرفی می دانیم که جریمه های نقدی که افراد در ایران و کشورهای دیگر می پردازند بخشی از هزینه های پلیس را هم پوشش می دهد. به هر حال پلیس به این موضوع به عنوان راهی متقابل برای پوشش دادن هزینه ی تامین امنیت مردم نگاه می کند.

آیا راه دیگری هست که هم هزینه های پلیس را پوشش دهد هم رفتار شهرنشینی رانندگان را اصلاح کند؟ آیا راهی  هست که موتور سواران برای تامین امنیت جانی شان موظف تر شوند و در عین حال صدمه های فعلی که به سرمایه فردی شان با ضبط موتور وارد می شود پایان داده شود؟

این پیشنهاد را می نویسم و امیدوارم که با نگاهی عملگرایانه و اصلاح گرایانه مورد توجه پلیس ایران قرار گیرد:

فرض کنیم که پلیس در شهری مانند تهران 40 کمینگاه برای متوقف کردن موتورسواران خاطی داشته باشد و در این 40 نقطه 80 نیروی پلیس مستقر باشند که یکی مسوول متوقف کردن موتور سواران خاطی و دیگری مسوول ضبط موتورهای آنان و انتقال آن ها به جایگاه خاص نگهداری این وسائط نقلیه شخصی باشد و فرض کنیم که در تهران 5 جایگاه برای این کار در نظر گرفته شده باشد و هر جایگاه نیازمند 5 پرسنل برای تنظیم و تحویل و بازگردانی و مسائلی از این دست باشد. تا این جا 105 نیروی پلیس فقط برای رسیدگی به موتور سواران خطاکار در نظر گرفته شده اند. حال آن که این 105 پلیس می توانند 105 نقطه شهر تهران را به لحاظ امنیتی تحت پوشش قرار دهند به طوری که توجه شان معطوف رفتارهای خلاف قانون از جنس دیگری باشد.

اگر 20 تا از این کمینگاه های خاص که پلیس برای متوقف کردن موتور سوار خاطی در نظر گرفته فضایی برای برپا کردن یک دکه ی 2 در 2 متری داشته باشد و 20 نیروی پلیس کار توقف موتور سواران بدون کلاه ایمنی را بر عهده بگیرند و 20 نیروی ازاد ( شهروند عادی) یا پلیس وابسته به ضوابط این نهاد در آن دکه مسوول تحویل کلاه ایمنی به موتور سواری خاطی باشند وضعیت شهر کمی متفاوت تر خواهد بود. به این ترتیب که موتور سوار خاطی طبق قانون برگه ی جریمه را دریافت خواهد کرد و در عین حال موظف است که در همان محل توقیف ( کمینگاه خیابانی) یک کلاه ایمنی اجباری خریداری کند و به راه خود ادامه دهد. موتور به دلیل نداشتن کلاه ایمنی متوقف نمی شود بلکه بخشی از هزینه ی فروش این کلاه ها کمک هزینه ی پلیس خواهد شد. موتور سوار در همان خیابان وادار به خرید چیزی خواهد شد که می توانست قبلا تهیه شود. برای پرداخت هزینه کلاه هم می توان برگه جریمه را به اضافه قیمت کلاه کرد هم می توان در همان محل با استفاده از دستگاه کارت خوان هزینه را دریافت کرد.

نوشته شده توسط زینب عابدینی نسب 7 می 2013 تورونتو