وبلاگ شخصی زینب عابدینی


+ آرزوهای کوچک فرزندم را عملی کنم

فعالیت هایی به جای تماشای تلویزیون، نویسنده: زینب عابدینی نسب، 2012

امروز پسرم مجموعه کوچکی از حیوانات اقیانوسی را هدیه گرفت. روی جعبه ی این هدیه، تصویر خیالی از اقیانوس به رنگ آبی و تعدادی از این حیوانات ترسیم شده بود. پسرم به من گفت: " می شه این ها توی آب آبی باشن؟ آبشون آبی باشه." فکر کردم و گفتم چرا که نه! 5 قطره رنگ خوراکی آبی توی وان حمام ریختم. یک ساعت با حیواناتش در اقیانوس خیالی اش مشغول بود. توضیح علمی آنکه رنگ آبی دریا بازتاب رنگ آبی آسمان است. ما در حمام آسمان نداریم پس در وان حمام نمی توانیم آب آبی رنگ داشته باشیم. خوب است که به فرزندمان درباره پدیده های طبیعی در حین بازی توضیح درست و علمی بدهیم. و اگر پاسخ سوالشان را نمی دانیم صمیمانه بگوییم: "نمیدانم، می خوانم و پاسخت را پیدا می کنم. "

______

یک بعد از ظهر پرکار در کنار کودکی که از مدرسه آمده ، خسته است اما هنوز شام آماده ای ندارد می تواند برای مادر پر تنش باشد. در یکی از چنین روزهایی پسرم را باید بیدار نگه می داشتم تا شام را آماده کنم تا بخورد و بخوابد. یک مشت آرد سفید توی یک کاسه به قطر 25 سانتی متر ریختم و اندک اندک آب اضافه کردم و به او گفتم هم بزند تا خمیر درست کند. مدتی مشغول شد تا من هم به بخشی از کارهایم رسیدم بعد خواهش کرد تا محصول زحماتش را مانند خمیرهای بازی رنگی کنیم. سه تکه کردم خمیرش را و به هر تکه دو قطره رنگ خوراکی اضافه کردم. یک ساعت بیدار ماند و با خیال پاک و توانمندش جنگلی از حیوانات و داستان ها را روی خمیر ها اجرا کرد. شامش آماده شد خورد و خوابید. یک بعداز ظهر دیگر بدون تلویزیون!

 

_________

پسرم مجموعه ای از حیوانات اسباب بازی دارد. نام همه شان را می داند و خوراک همه شان را تشخیص می دهد( گیاهخواران از گوشتخواران را باز شناسی می کند). باید بازی جدیدی طراحی می کردیم که سرش گرم شود، ارتباطی هم با هم برقرار کرده باشیم و من هم بتوانم به کارهای دیگر خودم  هم سری بزنم. قرار شد موزه حیات وحش درست کنیم. با آجرهای اسباب بازی ( بلاک هایش) سه قسمت فضای مجزا درست کردیم و بعد حیوانات را با توجه به دانش پسرم از زندگی شان در یکی از آن بخش ها جای دادیم. و البته نهایتا حیوانات سرکشی کرده و از حریم هم گذشتند و گوشتخواران تعدادی از گیاهخواران را خوردند.

توصیه: وقتی این بازی را پیشنهاد کنید که مفهوم طبقه بندی و حد اقلی از دسته بندی حیوانات مثلا ماقبل تاریخ و دیگر حیوانات / حیوانات اهلی و حیوانات وحشی/ گیاهخواران و گوشتخواران را به فرزندتان تعلیم داده باشید. از همین بازی برای تعلیم هم می توان استفاده کرد. نکته مهم دیگر این که اصرار نکنید در نخستین بازی همه دسته بندی ها را به درستی انجام دهد. یادتان باشد به اندازه ای که تعلیم مهم است بازی و تفریح کودک شما هم مهم است. کاری کنید که بار دیگر به بازی هایتان علاقه مند باشد و کلاهتان در هم نرود.

تکمله: هفته پیش یکی از دوستانم به همراه دختر خردسالش مهمان ما بودند. ایشان هم مشابه همین بازی را برای بازی دادن دو کودک به کار بردند. البته بنده خدمتشان نبودم و ایده متعلق به خودشان بود. بنابراین ، این بازی برای ایجاد ارتباط میان فردی میان همسالان هم به خوبی می تواند به کار رود. این مهمانی ما هم بدون تماشای تلویزیون پایان یافت.

ــــــــــــــــــــــ

کاغذهای باطله تان را هیچ وقت دور نریزید. حتی اگر دو روی کاغذ نوشته داشته باشد. یکی از تفریح های شیرین و سرگرم کننده بچه ها آبرنگ بازی است. حتی اگر روی مبلمان خانه و فرش و ملحفه و لباسشان هم آبرنگ بریزند هیچ نیازی به داد و فریاد و منعشان از کار با این ابزار نیست، اگر چه خوب است که محیط کار کودک مشخص و محدود باشد. آبرنگ با آب پاک می شود. بنا بر این جای نگرانی خاصی نیست. یک آبرنگ درجه پایین هم کفایت این بازی را می کند. ما سر حمام و دستشویی را برای آبرنگ بازی انتخاب کرده ایم چون به آب نزدیک تر است و به هر حال اولین بازی پسرم با آبرنگ در کنار پدرش در این مکان اتفاق افتاد! کودک نیاز دارد چگونه کار کردن و خیس کردن رنگ ها را بیاموزد باقی کار با خودش است. خواهش می کنم خودتان را صاحب آبرنگ او ندانید و نخواهید که رنگ هایش کثیف نشوند و وسواسی بارش نیاورید. بگذارید از ترکیب رنگ ها لذت ببرد. تیره شدن رنگ ها و به مرور زمان نقاشی هایش در یک نوبت هیچ معنای آسیب شناختی روانی ندارد و نیاز به بررسی روانشناسی رنگ ها ندارد. پاسخ این تغییر رنگی ساده است کودک است و کنترل عدم مخلوط شدن رنگ ها برایش ساده نیست به راحتی ترکیب رنگ های مختلف رنگ تیره می دهد همین! اتفاقا برخی اوقات از رنگ های تیره بیشتر لذت می برند چون پر رنگ تر می شود! و بیشتر مخلوط می کنند چون رنگ غالب به دست می آورند و طرح و شکل های مشخص تری درست می کنند. وقتی سراغش رفتید ممکن است خودش را هم رنگ کرده باشد. خوب جای دوربینتان خالی است. اگر مثل ما سر حمام را انتخاب کرده باشید زودتر به حمام می رسید! این بازی دست کم یک ساعت پسر مرا به خودش مشغول می کند.

ــــــــــــــــــــــــ

پسرم می خواست روی دیوار نقاشی کند، چون دوست داشت اثرش بر جای بماند. می گفت کاغذ را دور می ریزید من می خوام یک جایی نقاشی کنم که بمونه!!

رفته بود زیر میز عسلی ( مقابل مبل) و با ماژیک هایش مشغول بود همان زیرها. گفتم خوب به فرض هم که زیر این میز چوبی کلی خط خطی بشود. خوب طوری نیست به نمای خانه که صدمه ای نمی زند. هنرش هم برای مدتی به جا می ماند!. آن جا شد محل نقاشی های ماندگار پسرم.

ـــــــــــــــــــــــــ

می خواست اسب بازی کند، حوصله نداشت اسبش را از اتاقش بیاورد بنابراین خودش اسب شد. من هم در حال مطالعه نامه هایم بودم. می خواست مرا به بازی بگیرد. پاکت یکی از نامه ها را برداشت و از پشت کمی داخل شلوارش فرو کرد، پاکت از پشتش آویزان شد و گفت مامان این هم دم من. هنوز غرق خواندن و بررسی نامه ها بودم. گفت مامان مثلا من اسب حضرت علی هستم افتادم توی گودال بیا نجاتم بده! عجب ایده ای! می خواست بگوید اگر اسب معمولی باشم باید بروم خودم را سرگرم کنم و تو به کارهایت برسی، پس اسب خاصی می شوم که تو احساسات مذهبی ات بیشتر مرا به خود جلب کند . خلاصه در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد! این جوری امشب کلینیک حیوانات درست کردیم و با هم بازی کردیم.

ـــــــــــــــــــــــــ