وبلاگ شخصی زینب عابدینی


+ سخنانی از امام علی علیه السلام Sayings of Imam Ali

 

خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مُتُّمْ مَعَهَا بَکَوْا عَلَیْکُمْ وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَیْکُمْ‏.

با مردم چنان بیامیزید که اگر مُردید بر شما بگریند، و اگر زنده ماندید به شما مهربانى ورزند.

Meet people in such a manner that if you die they weep for you and if you live they long for you.

 

الْغِنَی فِی الْغُرْبَةِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِی الْوَطَنِ غُرْبَةٌ.

توانگری در غربت چون در وطن ماندن است و درویشی در وطن، در غربت به سر بردن.

With wealth a strange land is a homeland, while with destitution even a homeland is a strange land.

 

مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْیَاهُ وَ مَنْ کَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ کَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ.

 آن که رابطه میان خود و خدا را خوب کند، خدا میان او و مردم را خوب می کند،  و آن که کار آخرت خود را درست کند، خدا کار دنیای او را سامان دهد، و آن که او را از خود بر خویشتن واعظی است، خدا را بر او حافظی است.

If a man behaves properly in matters between himself and Allah, then Allah keeps proper the matters between him and other people; and if a man keeps proper the affairs of his next life then Allah keeps proper for him the affairs of this world. Whoever is a preacher for himself is protected by Allah.

 

الدُّنْیَا دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مَقَرٍّ وَ النَّاسُ فِیهَا رَجُلَانِ رَجُلٌ بَاعَ نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا وَ رَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا.

دنیا خانه‏ای است که از آن بگذرند، نه جایى که در آن به سر برند، و مردم در آن دو گونه‏اند: یکی آن که خود را فروخت و خویش را به تباهی انداخت، و دیگری که خود را خرید و آزاد ساخت.

This world is a place for transit, not a place for stay. The people herein are of two categories: One is the man who sold away his self (to his passions) thus ruined it, and the other is the man who purchased his self (by control against his passions) and freed it

 

أَحْسِنُوا فِی عَقِبِ غَیْرِکُمْ تُحْفَظُوا فِی عَقِبِکُمْ.

به بازماندگان دیگران نیکی کنید تا بر بازماندگان شما رحمت آرند.

Do good with the bereaved ones of others so that good is done to your bereaved ones also.

 

أَحْبِبْ حَبِیبَکَ هَوْناً مَا عَسَى أَنْ یَکُونَ بَغِیضَکَ یَوْماً مَا وَ أَبْغِضْ بَغِیضَکَ هَوْناً مَا عَسَى أَنْ یَکُونَ حَبِیبَکَ یَوْماً مَا

دوستت را چندان دوست مدار مبادا که روزی دشمنت شود و دشمنت را چندان کینه مورز که بود روزی دوستت گردد

Have love for your friend up to a limit, for it is possible that he may turn into your enemy some day; and hate your enemy up to a limit for it is possible that he may turn into your friend some day

 

إِنَّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اللَّهَ وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَی اللَّهَ.

گدا فرستاده خداست، کسی که او را محروم دارد خدا را محروم نموده و کسی که به او چیزی دهد به خدا داده است.

The destitute is the Messenger of Allah. Whoever denies him denies Allah and whoever gives him gives Allah

 

أَقَلُّ مَا یَلْزَمُکُمْ لِلَّهِ سُبْحَانَهُ أَنْ لَا تَسْتَعِینُوا بِنِعَمِهِ عَلَی مَعَاصِیهِ.

کمترین حقی که از خدای سبحان بر گردن شماست این که از نعمتهای او در راه نافرمانى‏اش یاری نگیرید

The least right of Allah on you is that you should not make use of His favours in committing His sins.

 

الدَّاعِی بِلَا عَمَلٍ کَالرَّامِی بِلَا وَتَرٍ

آن که-  مردم را به کاری-  خواند و خود به آن کار نپردازد، چون تیرافکنى است که از کمان بى‏زه تیر اندازد.

He who prays but does not exert effort is like the one who shoots without a bow-string.

 

اتَّقُوا مَعَاصِیَ اللَّهِ فِی الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاکِمُ.

از نافرمانى خدا در نهانها بپرهیزید چه آن که بیننده است هم او داوری کننده است.

Beware of disobeying Allah in solitude, because the witness (of that situation) is also the judge

 

الْعَفَافُ زِینَةُ الْفَقْرِ وَ الشُّکْرُ زِینَةُ الْغِنَی.

پاکدامنى زیور درویشی است، و سپاس زینت توانگری.

The beauty of destitution is chastity and the beauty of riches is gratefulness

 

مَاءُ وَجْهِکَ جَامِدٌ یُقْطِرُهُ السُّؤَالُ فَانْظُرْ عِنْدَ مَنْ تُقْطِرُهُ .

آبرویت نریخته ماند تا خواهش آن را بچکاند، پس بنگر که آن را نزد که می‏ریزی.

The dignity of your face is solid but begging dissolves it away: therefore, look carefully before whom you dissolve it.

 

الثَّنَاءُ بِأَکْثَرَ مِنَ الِاسْتِحْقَاقِ مَلَقٌ وَ التَّقْصِیرُ عَنِ الِاسْتِحْقَاقِ عِیٌّ أَوْ حَسَدٌ .

ستودن بیش از سزیدن، چاپلوسی کردن است، و کمتر از آنچه باید درماندگی است یا رشک بردن.

To praise more than what is due is sycophancy: to do it less is either because of inability to speak or of envy.

 

مَنْ نَظَرَ فِی عَیْبِ نَفْسِهِ اشْتَغَلَ عَنْ عَیْبِ غَیْرِهِ .

آن که به عیب خود نگریست، ننگریست که عیب دیگری چیست.

He who sees his own shortcomings abstains from looking into other's shortcomings.

 

مَنْ رَضِیَ بِرِزْقِ اللَّهِ لَمْ یَحْزَنْ عَلَی مَا فَاتَهُ .

آن که به روزی خدا خرسندی نمود، بر آنچه از دستش رفت اندوهگین نبود.

He who feels happy with the livelihood with which Allah provides him does not

grieve over what he misses.

 

مَنْ سَلَّ سَیْفَ الْبَغْیِ قُتِلَ بِهِ .

آن که تیغ ستم آهیخت، خون خود بدان بریخت.

He who draws out the sword of revolt gets killed with it.

 

وَ مَنْ دَخَلَ مَدَاخِلَ السُّوءِ اتُّهِمَ .

آن که به جایهای بدنام در آمد بدنامی کشید.

He who visits places of ill repute receives blame.

 

الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَا یَنْفَدُ .

قناعت مالى است که پایان نیابد.

Contentment is a capital that does not dwindle.

 

وَ مَنْ أَکْثَرَ مِنْ ذِکْرِ الْمَوْتِ رَضِیَ مِنَ الدُّنْیَا بِالْیَسِیرِ.

آن که یاد مرگ بسیار کند، از دنیا به اندک خشنود شود.

He who remembers death much is satisfied with small favours in this world.

 

وَ مَنْ عَلِمَ أَنَّ کَلَامَهُ مِنْ عَمَلِهِ قَلَّ کَلَامُهُ إِلَّا فِیمَا یَعْنِیهِ.

آن که دانست گفتارش از کردارش به حساب آید، جز در آنچه به او مربوط است، زبان نگشاید.

He who knows that his speech is also a part of his action speaks less except where he has some purpose.

 

أَکْبَرُ الْعَیْبِ أَنْ تَعِیبَ مَا فِیکَ مِثْلُهُ .

بزرگترین عیب آن بود که چیزی را زشت انگاری که خود به همانند آن گرفتاری.

The greatest defect is to regard that defect (in others) which is present in yourself.

 

الْکَلَامُ فِی وِثَاقِکَ مَا لَمْ تَتَکَلَّمْ بِهِ فَإِذَا تَکَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ فِی وِثَاقِهِ فَاخْزُنْ لِسَانَکَ کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ فَرُبَّ کَلِمَةٍ سَلَبَتْ نِعْمَةً وَ جَلَبَتْ نِقْمَةً .

سخن در بند توست تا بر زبانش نرانى و چون گفتى‏اش تو در بند آنى، پس زبانت را چنان نگه دار که درهم و دینارت را نگه می داری. چه بسا سخنى که نعمتى را ربود و نقمتى را جلب نمود.

Words are in your control until you have uttered them; but when you have spoken them out you are under their control. Therefore, guard your tongue as you guard your gold and silver, for often one expression snatches away a blessing and invites punishment.