وبلاگ شخصی زینب عابدینی


+ عشق همسران به یکدیگر : آسیب ها و روش های درست عشق ورزی را بیاموزیم

1- عشق بی قید و شرط در چه زوجهایی امکان پذیر است؟

مشاهدات بالینی نشان می دهد همسرانی که مبنای خاصی را برای ازدواج در نظر گرفته و پس از ازدواج پیوسته حضور آن مبانی را در همسرشان مشاهده می کنند به سوی عشق بی قید و شرط حرکت می کنند. عشق مقید و محدود به رفتار طرف مقابل عشقی سرد و آسیب پذیر است. کسانی که در رابطه با همسرشان رابطه عاطفی با او را معنی بخش در زندگی خویش می دانند به ندرت گرفتار قید و شرط برای مهرورزی به همسرشان می شوند. توضیح آن که وقتی من وجود همسرم را در کنار خود پاسخ به نیازهای عاطفی، جسمی، اجتماعی و معنوی خویش می بینم ، خود را با عشق ورزی و احترام همسرم مواجه می بینم ، باید تلاش کنم متقابلا سهم عشق او را نیز بپردازم.

عامل دیگر اعتماد است، اگر چه اعتماد میان همسران وابسته به مبانی اولیه ازدواجشان نیز هست، تلاش برای افزایش اعتماد میان متقابل راهی برای آزاد کردن عشق و رها کردن احساس از قیدهای ظاهرا منطقی است که درحقیقت بر خطاهای شناختی و افکار غیر منطقی استوار شده است. هنگامی که از نظر روحانی، یا اخلاقی ، مذهبی و یا شخصیتی به همسرتان اعتماد می کنید جایی برای ذخیره کردن عشق و خرج آن برای روز مبادا وجود ندارد. میان همسران روز مبادا معنایی ندارد. هر روز، روزی است که باید بدان پرداخت و عشق را در آن متبلور ساخت. همسران بازنده همسرانی هستند که نهایت رابطه عاشقانه شان را برای روزی گذاشته اند که اعتماد صد در صد به همسرشان پیدا کنند، روزی که یقین کنند همسرشان از عشق ورزی و تعریف و تمجیدشان پر رو نمی شود! این افراد بازندگان عشق هستند، به هر حال عشق رابطه ای دو طرفه است، تا عشق نورزید عشقی دریافت نخواهید کرد. وقتی چنان بیاندیشید و چنان رفتار کنید که عشق اول و آخرتان همسرتان است، مسلما همسر شما هم چنین خواهد اندیشید و چنین رفتار خواهد کرد. به هر حال حساب کشی از همسرتان و توقع از او برای فراهم کردن امکاناتی / یا خدماتی که وظیفه قانونی، یا شرعی یا عرف اجتماعی نیست نشانه تقید عشق شماست . عشق بی قید شرط بر پایه مبانی عقلی، قانونی و شرعی چیده می شود.

زنانی که فشار توقع شوهر از انجام وظایفی بی مبنایی در قبال خانواده شوهر، یا مسائل اقتصادی یا کار در خانه را تجربه می کنند کمتر از زنانی که به تشخیص خود و بدون احساس فشار و اجبار از ناحیه همسرشان به موارد مورد اشاره می پردازند با همسرشان مهربانانه تر رفتار می کنند. مردانی هم که در قبال  ارائه خدمات اضافه تر از وظیفه قانونی یا شرعی یا عرف مورد اتفاق اجتماعی تقدیر نمی شوند و یا فشار مضاعفی از سوی همسرشان برای تامین مسائل فراتر از وظیفه شان  احساس می کنند، بیشتر از ابراز عشق و همراهی عاطفی با همسرشان طفره می روند.

فرا رفتن از حد و زیاده خواهی از یکدیگر نشان از مشکلات عشق ورزی همسران دارد.

به این سوالات به زودی در پستی مفصل پاسخ خواهم داد.

 2- مدیریت رابطه عاشقانه همسران با یکدیگر به چه معنی است؟ 

در این باره مطالعه این صفحه از این نشانی را توصیه می کنم تا بعد خودم هم مطالبی را در پاسخ به این سوال پست کنم: http://www.askdin.com/thread17595.html

3- ازدواج شاد و سالم به چه مولفه هایی احتیاج دارد؟

1- سلامت روانی زوجین : تردیدی نیست که بسیاری از خانواده ها اندوه عاطفی و دلسردی، تلخی روابط و پیوند نامتعادلی را در فضای زندگی مشترکشان تجربه می کنند که عاملی آن بیماری روانشناختی یکی یا هردوی زوجین است.

2- احترام متقابل

3- خوش خلقی زوجین نسبت به یکدیگر

4- بنیاد اعتقادی مشترک و سالم یا دست کم احترام به ارزشها و اصول اعتقادی یکدیگر

5- تعادل توقعات زوجین از یکدیگر

6- بخشش و  گذشت از خطاهای یکدیگر ـ در صورتی که خطاها به خیانت و عدم وفاداری خلاصه نشود. در صورتی که طرف مقابل در مظان اتهام اخلاقی و خیانت باشد پیوسته در معرض کنترل و پی جویی همسرش قرار خواهد گرفت و در موارد بسیاری کار به جدایی خواهد کشید.

7- عدم پرخاشگری زوجین نسبت به یکدیگر. گمان نکنید که خطاب این نکته به سوی مردان است، زبان تند و تیز و بدگویی و توهین به ارزشها، خانواده پدری، دوستان، فرهنگ و آداب و سنن طرف مقابل نیز از مصادیق آزار کلامی و پرخاشگری است. که هم برخی خانم ها و هم برخی آقایان گرفتاری این ویژگی زننده و ناگوار و بیمار گونه هستند.

4- چه مسائلی همسران را برای هم جذابتر می کند؟

1- اخلاق . خوش خلقی گستره وسیعی از و‌یژگی های اخلاقی است که انسان را برای دیگران جذاب تر و زندگی را برای خود انسان ساده تر می کند. خوش خلقی آراسته بودن به مهارت های ارتباطی مثبتی است که اعتماد و محبت دیگران را به سوی انسان جلب می کند. برای خوش خلقی تحمل بالا، کوچک دیدن منفی های طرف مقابل، گذشت کردن از خطاهای دیگران، تمرکز بر اصول انسانی شخصی به جای ایراد گرفتن ازدیگران در مسائل متعدد را باید در خود پرورش داد. خوش اخلاقی مستلزم مدارا با دیگران است. این هنر نیست که مادرتان از شما تعریف کند و لی به لالای شما بگذارد. هنر این است که تمجید دیگران را در موقعیت هایی که تحملش برایتان دشوار بوده بر بیانگیزید. مسلما اگر هدفتان مورد تمجید واقع شدن باشد هرگز به این مولفه دست نخواهید یافت، چرا که در خوش خلقی صداقت و خلوص نیت مهم است. وقتی می تواند مدارا و سازگاری با دیگران را در خود افزایش دهید که تلاشتان پرورش بزرگی های انسانی و دوری از خود آزاری و زودرنجی باشد.

آدم های بد اخلاق اول از همه به خودشان آزار می رسانند ، همیشه از دیگران متوقع هستند، از کوچک ترین کاری که برای دیگران می کنند توقع نیکی متقابل دارند. معمولا خوبی های خودشان را مدام در ذهنشان مرور می کنند و اشکالات دیگران را در ذهنشان نشخوار می کنند. علت تلخ کامیشان شاید گاهی همین باشد. آن قدر که به ظلمهایی که به آن ها شده، و کوتاهی هایی که در حقشان شده فکر می کنند احساس کهتری و ضعف نفس، کمبود اعتماد به نفس و شکنندگی در روابط متقابل دارند. دیگران گاهی به زبان و گاهی به زبان ایماء و اشاره و ارسال نشانه تلاش می کنند که این طلبکاری را به آن ها یادآوری کنند. نوعا بد اخلاقها بیشتر به مشکلات فشار خون و بیماری های قلبی مبتلا می شوند. ضعف عمومی و خستگی و بی حالی و در هنگام فشار عصبی فریاد و خشم های برون ریزی شده در این افراد مشاهده می شود.

برای خوش اخلاقی رابطه زناشویی بهترین فضاست. عشق همسر می تواند پاداش بخش ترین نتیجه خوش خلقی باشد. با خودتان قرار بگذارید ، دوستان از همسرتان بپرسید که چه خصوصیتی در شما بیشتر او را آزار می دهد. از او بخواهید هر گاه احتمال می داد چنان با او رفتار کنید و شما چنان رفتار نکردید ( مثبت برخورد کردید) به شما بازخورد بدهد. نشان بدهد که متوجه پیشرفت شما شده است. برای خوش اخلاق شدن از روانشناسان و مشاورانی کمک بگیرید که روش شناختی رفتاری را در درمانهایشان به کار می برند. خطاهای شناختی که ما می کنیم به شدت نقش زمینه ای و عاملی را برای رفتارها و احساسهایی که بداخلاقانه تلقی میشوند بازی می کنند.

گاهی تکیه کلام و عادتی کلامی یا زبان بدنتان دیگران را علیه شما تحریک می کند و یا می رنجاند. در این باره از همسرتان ، دوست نزدیک یا خواهر و برادرتان بپرسید. برخی عادات ناپسند ما موجبات تحریک منفی رفتار دیگران را فراهم می کند و نهایتا موجب تلخی روابط ما می شود. شاید اساسا آدم بد اخلاقی نباشید اما این عادت های ناپسندی که خود بدان آگاهی ندارید دیگران را از شما دلزده می کند. شوخی های لفظی، متلکها، جوک ها، پاسخ های حاضرجوابانه عادت شده اگر مثبت نباشند دیگران را از شما دور می کنند. در حالی که هر چه می گردید خود را مظلوم و دیگران را شرور می یابید غافل از آن که ماشه شرارت دیگران را همان متلکها و شوخی های نسنجیده و حاضر جوابی های ناگوار کشیده اند.

2- سلامت روابط جنسی : ازدواج به دلیل رابطه جنسی صورت نمی گیرد اما رابطه جنسی ایمن و معنی بخش در ازدواج تحقق می یابد و همین رابطه جنسی سالم است که ازدواج را پایدار تر می کند. چه بسیار همسرانی که با شکایت از مسائل ارتباطی ، دخالت اطرافیان در زندگی، و نارضایتی های گنگ زناشویی به کلینیک ما مراجعه می کنند و نهایتا مشکل را در روابط جنسی نامتعادلشان می توان پیدا کرد. گویا که رابطه جنسی نا متعادل یا ناخوشایند در ذهن یا عمل یکی یا هر دوی همسران به شکل شکایت های دیگر بروز می کند. به نظر می رسد دختران و پسران جوان ما نیاموخته اند که همان گونه که خود را برای آرایش شب عروسی، سیاست های کنترل اطرافیان ، آشپزی و کدبانوگری، امور فنی و رسیدگی به سر و وضع خانه و وسائل رفاهی آماده می کنند، خود را برای ابراز احساسات دوستانه و عاشقانه در چارچوب سلامت خانواده نیز آماده کنند. مردانی که با سردی و بد اخلاقی همسر یا حتی عدم آمادگی روحی او در رابطه جنسی مواجه می شوند باید بیاموزند چگونه همسرشان را همراه کنند و فضا را برای ارضاء جنسی متقابل فراهم کنند. نه این که به خودارضایی، روابط خارج از خانواده، یا سرکوب میل جنسی بپردازند. این مردان مشکل را دو چندان می کنند. زنانی هم که شوهرشان را با فانتزی های جنسی شان همراه نمی بینند باید بیاموزند چگونه با نرمی و دلبری همسر خود را آماده کنند نه این که با تحقیر و ترش رویی یا سرخوردگی و سرکوب خود با این پدیده مواجه شوند. هر جا دیدید که دیگران در زندگی تان نقش تعیین کننده در دلزدگی ، دل شکستگی، و دلخوری فراهم کرده اند و احساس می کنید که باید این نقش آنان را همسرتان جبران کند مروری بر روابط جنسی تان بکنید. راحت تر بگویم اگر رابطه جنسی شما با همسرتان سالم و خشنود کننده باشد مسلما حرف مادرشوهر و خواهر شوهر و پدرزن و قبیله زن منجر به بگو مگوی خانوادگی در شما و قهر و دلخوری نباید بشود. ببینید این ناامیدی از برخورد خانواده همسرتان ناشی از ارضاء نصفه نیمه میل جنسی تان در هفته قبل نیست؟ انگار حرف آنها را بدتر و خود را در مقابل اظهار نظر های آنان بی سلاح تر و شکننده تر می بینید وقتی که شبهای گذشته قهرمان خلوت همسرتان نبوده اید. گویی سخنان ناخوشایند آنان را تاییدی بر ضعف و ناتوانی تان در مردانگی یا دلربایی از همسرتان می بینید و بیشتر دلگیر میشوید. در حقیقت اگر همسرتان شما را ستاره خلوت و عشق خود بداند و آن را ابراز کند آن قدر شما با اطمینان خاطر با دیگران در مسائل روزمره برخورد می کنید که توان مضاعفی در تحمل نظر مخالف خانواده همسر یا حتی دوستانتان پیدا می کنید. همسرتان را تشویق کنید ، او را در عشق ورزی تایید کنید، به او بگویید چه رفتارهایی از او برایتان مطلوب است. او در کشاکش دهر مراقب احساسات شما خواهد بود. گویا رابطه جنسی سالم در خانواده سرمایه ای برای سلامت بقیه جنبه های خانواده و تقویت آن فراهم می کند.

3- اعتقادات و باورداشت ها: جهان بینی سالم و متعادل همسران از عوامل ایجاد جذابیت متقابل برای آنان است. زن و شوهری که به دلیل اعتقادات و اصول اخلاقی یا باورداشت هایشان حقوق یکدیگر را مراعات می کنند و ملاحظه احوال هم را دارند فضای امنی برای زندگی یکدیگر فراهم می کنند. امنیت خاطری که همسران برای هم ایجاد می کنند موجب رشد و تقویت روابط دوستانه شان نیز خواهد شد. از سوی دیگر به عنوان انسانهای صاحب فکر شنیدن گپ و گفت های متفکرانه زن و شوهر بارقه ی محبت نیز بین آنها ایجاد می کند. با هم وقت بگذارید و مثل روزهای خواستگاری درباره دیدگاه های مختلف انسانی و جهان بینی هایتان فکر کنید و با هم گفتگو کنید. هم بشنوید و هم سخن بگویید. از یکه تازی و تلاش برای متکلم وحده بودن بپرهیزید و سعی کنید بشنوید. در این گونه گفتگوها سعی نکنید که حرفتان را به کرسی بنشانید وقتی محدود در نظر بگیرید و در آن فرصت بشنوید و بگویید. در همان لحظه نقد نکنید و مخالفتتان را ابراز نکنید اگر به دیدگاه متفاوتی رسیدید بگویید که روی دیدگاه طرف مقابلتان فکر خواهید کرد و حتما هم این کار را بکنید.

 

 

نویسنده: زینب عابدینی نسب - ۱۳٩۱/۵/۱۵

 

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٦/٦
comment نظرات () لینک