وبلاگ شخصی زینب عابدینی


+ امید

در چند روز گذشته که کانادا با بحران آتش سوزی جدیدی در استان بریتیش کلمبیا مواجه بوده است، آنچه برای من در کنار همه مسائل فرهنگی و جامعه شناختی اهمیت داشت مهارت دلداری در میان مدیران شهری و همشهریان بود. داشتم فکر می کردم آنچه که در بحران های بشری یا حوادث ناگوار طبیعی شاید از هرچیزی مهمتر باشد " از دست ندادن امید" است. آدمی به امید زنده است. اگر به این نتیجه برسی که فردا چیزی برای از دست دادن نداری ، شاید همان یک قدم نهایی برای نجات را دیگر برنداری و همین جاست که مصیبت بر سرت آوار می شود. جوان تر که بودم در جایی خوانده بودم که برخی خلبانهای جنگنده های نظامی در جنگ جهانی دوم سیبی را گاز می زدند و روی میز کارشان رهامی کردند و می گفتند همین که از این پرواز برگشتم بقیه آن را گاز خواهم زد. در بحران جنگ آنچه برخی از آنان را به دقت و احتیاط در عملیات نظامی وا می داشت همین روحیه امیدواری و دلداری دادن به خودشان بود. در سانحه آتش سوزی روزهای اخیر ماه جولای در بریتیش کلمبیا، مردم به شوق اینکه به زودی آتش مهارت می شود و به زودی به خانه های خود باز خواهند گشت شهر را ترک کرده و دارایی شان را رها کرده و در پناه گاه های در نظر گرفته شده به سر می برند. امروز خبرنگار سی بی سی از رئیس آتش نشانی منطقه پرسید پیش بینی تان از مهارت آتش چیست؟ او در پاسخ گفت : "من پیش از این سانحه برای تعطیلات سالانه خودم رفته بودم ماهیگیری که مجبور شدم برای مدیریت کار برگردم. امیدوارم به زودی آتش و بحرانهای حاشیه آن مهار شود تا دوباره برگردم ماهیگیری! "او هفته ای است که شاید چند ساعت محدود توانسته بخوابد و آن قدر دود و خاکستر به حلقش فرو داده بود که خبرنگار می پرسید قبلا صداتون این قدر خش دار نبود! او هم خنده ای سر داد و گفت بهتر می شه. به خاطر دود و خاکستر هواست. همین امیدواری و خوش بینی، همین دلداری دادن به خود و دیگران مهارت خاصی است که اگر بیشتر در جهان فراگیر شود زندگی را ساده تر می گیریم و دلخوشی بیشتر سختی ها و ناخوشی های روزگار را پشت سر می گذاریم. زینب عابدینی ، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، عضو نظام رواندرمانی انتاریو ، https://t.me/greatlifes

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٤/٢۸
تگ ها: امید
comment نظرات () لینک

+ امید

در چند روز گذشته که کانادا با بحران آتش سوزی جدیدی در استان بریتیش کلمبیا مواجه بوده است، آنچه برای من در کنار همه مسائل فرهنگی و جامعه شناختی اهمیت داشت مهارت دلداری در میان مدیران شهری و همشهریان بود. داشتم فکر می کردم آنچه که در بحران های بشری یا حوادث ناگوار طبیعی شاید از هرچیزی مهمتر باشد " از دست ندادن امید" است. آدمی به امید زنده است. اگر به این نتیجه برسی که فردا چیزی برای از دست دادن نداری ، شاید همان یک قدم نهایی برای نجات را دیگر برنداری و همین جاست که مصیبت بر سرت آوار می شود. جوان تر که بودم در جایی خوانده بودم که برخی خلبانهای جنگنده های نظامی در جنگ جهانی دوم سیبی را گاز می زدند و روی میز کارشان رهامی کردند و می گفتند همین که از این پرواز برگشتم بقیه آن را گاز خواهم زد. در بحران جنگ آنچه برخی از آنان را به دقت و احتیاط در عملیات نظامی وا می داشت همین روحیه امیدواری و دلداری دادن به خودشان بود. در سانحه آتش سوزی روزهای اخیر ماه جولای در بریتیش کلمبیا، مردم به شوق اینکه به زودی آتش مهارت می شود و به زودی به خانه های خود باز خواهند گشت شهر را ترک کرده و دارایی شان را رها کرده و در پناه گاه های در نظر گرفته شده به سر می برند. امروز خبرنگار سی بی سی از رئیس آتش نشانی منطقه پرسید پیش بینی تان از مهارت آتش چیست؟ او در پاسخ گفت : "من پیش از این سانحه برای تعطیلات سالانه خودم رفته بودم ماهیگیری که مجبور شدم برای مدیریت کار برگردم. امیدوارم به زودی آتش و بحرانهای حاشیه آن مهار شود تا دوباره برگردم ماهیگیری! "او هفته ای است که شاید چند ساعت محدود توانسته بخوابد و آن قدر دود و خاکستر به حلقش فرو داده بود که خبرنگار می پرسید قبلا صداتون این قدر خش دار نبود! او هم خنده ای سر داد و گفت بهتر می شه. به خاطر دود و خاکستر هواست. همین امیدواری و خوش بینی، همین دلداری دادن به خود و دیگران مهارت خاصی است که اگر بیشتر در جهان فراگیر شود زندگی را ساده تر می گیریم و دلخوشی بیشتر سختی ها و ناخوشی های روزگار را پشت سر می گذاریم. زینب عابدینی ، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، عضو نظام رواندرمانی انتاریو ، https://t.me/greatlifes

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٤/٢۸
تگ ها: امید
comment نظرات () لینک

+ گرایش های جنسیتی در کودکان

یکی از والدین محترم مخاطب کانال از من پرسیده اند: " آیا ما واقعا در گرایش های جنسی و جنسیتی فرزندانمان موثر هستیم؟ " مختصرا در پاسخ باید بگویم: آنچه فرزند شما در آینده انجام می دهد انتخاب اوست، و شما در آن انتخاب ها موثر هستید . بنابراین با واقع بینی به کار فرزند پروری بپردازید. پیامبران خدا نیز گاهی نتوانستند فرزند، همسر، عمو و خویشان خود را نسبت به حقایقی که مسوول انتقال آن به مردم بودند متقاعد کنند. اما به هر حال در انتخاب ها و روش زندگی میلیاردها نفر نیز موثر واقع شدند، به خصوص که بسیاری از آنان فرزندان پیامبر صفت و پیامبران آینده بشر را در دامان خود پرورده اند. نتیجه آنکه شما در پرورش گرایش های فرزندانتان بدون تردید موثر هستید.

سوال دیگری که یکی از والدین از من پرسیده اند این است که "چه کنیم که فرزندمان در آینده دچار اختلال هویت جنسی یا تمایلات هم جنس گرایانه نشود"؟ به چنین پرسش هایی در نشستی که در پیش روست پاسخ خواهم گفت. مختصراً باید بگویم" مراقبت از بهداشت جنسی فرزندتان عامل اول، و توجه به کیفیت پیام های جنسیتی که فرزند شما از نوع ارتباط شما با دیگران به خصوص همسرتان دریافت می کند، عامل دوم در سوگیری جنسی و جنسیتی فرزندتان است. تحقیر جنسیت فرزندتان چه مستقیم چه غیر مستقیم، تمجید و توجه افراطی به جنس دیگر می تواند همگی در گرایش های جنسیتی او موثر باشد. نوع ارتباط او با والد همجنس و پیامی که از والد غیر همجنس خود درباره ی والد همجنس خود دریافت می کند به روشنی می تواند در سوگیری جنسیتی فرزندتان موثر باشد. خلاصه آنکه همان جنسیتی را که با آن در نهایت سلامت به دنیا آمده تقویت کنید و او را به سوی نقش های اجتماعی متعادل و متعارف پیش ببرید. https://t.me/greatlifes" زینب عابدینی " کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و " عضو نظام رواندرمانی انتاریو، کانادا"

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٦/٤/٢٧
comment نظرات () لینک

+ معنی درمانی

ما در عصری زندگی می کنیم که بسیار پیشرفته تر از قرون گذشته به نظر می رسد. سرعت علم و تکنولوژی به انسان امروز نسبت به آینده احساس کنترل نمی دهدف بلکه به عقیده من این پیشرفتهای بی وقفه انسان را نسبت به آینده اش ضعیف تر و نگران تر می کند. این احساس ضعف حاصل فاصله ای است که امروز نسبت به آینده دارد. 100 سال پیش انسانی تصور نمی کرد که تغییرات آن سوی جهان را لحظه به لحظه بتواند مشاهده کند و بر مبنای آن تصمیماتی را این سوی جهان بگیرد. مسلما 100 سال آینده به لحاظ تکنولوژیک  بسیار پیشرفته تر از امروز خواهد بود. اما انسان دیروز با فقر و گرسنگی و مشکلات همنوعان خود در سطح شهر خودش مواجه بود. و شاید مدینه فاضله اش سیرکردن گرسنگان، و ریشه کن کردن فقر همسایگانش بود. امروزه حتی اگر در شهری مانند تورونتو در همسایگی من به سادگی نتوان انسان گرسنه ای را پیدا کرد اما به لطف تکنولوژی و پیشرفت علم نمی توان از شکمهای گرسنه، بیماری های کشنده و رنج طاقت فرسای انسانهایی که در قاره ای در همسایگی من به سر میبرند بی اطلاع ماند. با این همه گویا انسان امروز در گیر ودار پیشرفتهای بزرگ جامعه اش از خودش وامانده است. به همان سادگی که جلسه مدیران ارشد یک شرکت به صورت تله کنفرانس برگزار می شود، خلوتی میان انسان و خودش صورت نمی گیرد. این وضعیت مرا بیشتر متوجه پیام رواندرمانی ویکتور فرانکل برای عصر حاضر می کند: جستجوی معنا

تاکید فرانکل بر معناداری حیات هر انسان نبوغ او نیست ، به نظرم حاصل زندگی او در سخت ترین شرایط و بی رنگ و لعاب ترین روزهای عمرش در اردوگاه های مرگ نازی هاست. شاید بشر برای رهایی از چرخ دنده های صنعت نیاز داشت که کسانی را در شرایطی ناگوار قرار دهد تا در انزوای این کسان از صنعت و پیچیدگی های دنیای مادی، تحت فشار و ارعابی که از سوی همنوعان خود دریافت می کردند، فردی برخیزد که انسان را به خودش و حیات معنادارش دوباره دعوت کند. تاکید فرانکل بر معنا ، در کنار تاکید او بر اراده آزاد انسان دستاورد بزرگی به نام پذیرش مسوولیت انتخاب ها و تصمیمها به همراه داشت. این دستاورد گویا فرزند معنوی فرانکل است اما رواندرمانگران امروز موظف به مراقبت و رسیدگی به این فرزند دور از پدر دارند. آینده لوگوتراپی وابسته به تلاش رواندرمانگران در زنده نگهداشتن نهالی است که فرانکل در حیات رو به مرگ انسان معاصر کاشت.تاکید بر معنا ، در ایدئولوژی مذاهب ، در شهود عرفا، در قلم فرسایی های فلاسفه ، در کلمات برخی شاعران الهام بخش انسان هاست.  لوگوتراپی نیز همان پیام را به انسان ها می رساند. با این تفاوت که تلاش رواندرمانگران به جای تاکید بر گروه خاص، بر نجات همه کسانی است که برای رهایی از مشکلات روانشناختی خود برای درمان به آنها مراجعه کرده اند. اینده لوگوتراپی در بستر درمانهای روانشناختی متفاوت قابل پیگیری است. به هر حال عصر حاضر عصر درمانهای یکپارچه گراست. عصر درمانهای ریشه ای در مقابل درمانهای علامت زدا. شاید این میان پیوند نیکویی میان شناخت درمانی رفتاری و معنی درمانی بتوان برقرار کرد.

اگر چه بسیاری از درمانهای روانشناختی در فضای دانش پژوهانه امروز بسیار متاثر از آزمایشگاه های علوم و روابط علت و معلولی مستقیم هستند، به طوری که ماده ( مغز و روابط نورونی) اهمیت و ارزش ویژه ای در پژوهشها یافته اند ولی رواندرمانی ویکتور فرانکل با تاکید بر ابعاد مختلف وجود انسان- اعم از بدن، روان و روح- وزن قابل توجهی به نیاز های فرا مادی و توصیفات فرامادی و درمانهای فرامادی می دهد.  شاید سایه رواندرمانی فرانکل در دانشگاه ها و درمانگاه ها مانع از تبدیل شدن روانپزشکان به دام پزشکان و مانع از تبدیل روانشناسان به پرستاران و مددکاران اجتماعی شده است. توقع می رود که روانپزشک و روانشناس جسم و روان و روح بیمار را در درمان ارزیابی کنند و به مشکلات هر بعدی از وجود انسان توجهی معنی دار داشته باشند.

به نظرم معنی درمانی ، مانند عصایی در دست دیگر درمانهاست. آن گاه که با تاکید بر نظریه شناختی رفتاری خطاهای منطقی بیمار را شناسایی کردیم لازم است که با کمک معنی درمانی پاسخ سوال " خوب که چی " بیمار را هم بدهیم. گویا پس از رفع خطاهای شناختی بیمار نیز ممکن است باز خلق و روحیه بیمار به حد سلامتی نرسد، اینجاست که معنی درمانی با جراحی عمیقتری سوالات بنیادین مراجع را بیرون می آورد و در مقابل او قرار می دهد. گویا در این عصر پر هیاهیو این معنی درمانی است که در کلینیک مراجع را با حقیقت خودش مواجه می کند نه فقط با عملکردهای شناختی و بازده های رفتاری و عاطفی اش. گویا معنی درمانی دیداری میان انسان و خودش فراهم می کند تا در این دیدار انسان خود را از لا به لای چرخ دنده های صنعت و ماده بیرون بکشد و برای روزهای گم شدن و درمانده شدن قطب نمای وجدان را در دستان او قرار دهد. در نتیجه انسان از گم شدن نجات می یابد و رو به معنی حرکت کردن را در سیری و گرسنگی خود و هم نوعانش فراموش نمی کند.  زینب عابدینی ، تورونتو، دسامبر 2012

 

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٦/٤/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٤/۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ به زودی در مشهد دوره های روانشناختی برای عموم مردم برگزار خواهم کرد

ماه مرداد ماه گرمی است و البته سفر به مشهد و برگزاری دوره های فرزند پروری، بهداشت و سلامت جنسی کودکان و نوجوانان، کاهش استرس در زندگی با اصلاح افکار و رفتار از گرمای هوا کم خواهد کرد! 

روزگار خوش و نسیم خنکی را در گرماگرم زندگی برایتان آرزو مندم.

زینب عابدینی نسب 

فوق لیسانس روانشناسی بالینی 

رواندرمانگر رسمی در ایالت انتاریو - کانادا

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۳/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ پرسشی در باره ی ناهنجاری رفتاری پسر 10 ساله

یکی از خوانندگان وبلاگم سوالی پرسیده بودند من اطلاعات شخصی شان را حذف می کنم و متن پرسش و پاسخ را این جا می گذارم تا به آگاهی خوانندگان دیگر نیز کمک بکند.

سلام من در کلاس سال کذشته شما درباره ی "بهداشت و سلامت جنسی فرزندان " در مسجد سجاد شرکت کردم ..... دو بسر دارم بسر اول من ٧فروردین وارد ١٠سالکی میشود زمانی که ٢سال و٨ماهه بود برای دفاع بایان نامه بسرم را ٩روز بیش مامانم کذاشتم متوجه شدم بسرم همه لباسهایش را در اورده زیر تخت رفته و التش را به سمت بالا با انکشتانش ماساز می دهد یکی دو مرتبه دعوایش کردم  و بعد از ان با تکرار این کار یکی دو دفعه هم کتک خورد یکی از روانشناسان به نام دکتر امین یزدی به من توصیه کردند به ورزش برای بسرم این قضیه کم شد طوری که وقتی ٧ساله بود یک بار در منزل هم کلاسی اش به او بیشنهاد داده بود که لباس هایشان را در بیاورند و همدیکر را ببینند ٨سالکی او اتفاق خاصی نیفتاد ولی امشب در حالی که نیم ساعت با بسر همسایه تنها بوده اند بسرم لباسش را در اورده و یقه بسر همسایه را کرفته و خواسته خودش را به او بمالد البته این کفته بسر همسایه است. لطفا منتظر راهنمایی شما هستم  ممنون

پاسخ: 

سلام 
خوشحالم که برای کمک به فرزندتان ایمیل زدید. انشاء الله بتوانیم با هم کاری از پیش ببریم. 
1- ماجرای دو سالگی اش ارتباط چندانی به حوادث فعلی ندارد. تنها ارتباطی که دارد کتک و دعوایی است که نباید می شد. راه کار اساسی در مواجهه با چنین شرایطی ( چون پسر دومی هم دارید عرض می کنم) این است که بگویید "شما می تونی توی حمام لخت بشی اما توی اتاق نمی شه". و چنان نترسانیدش که برای کنجکاوی بیشتر دفعه ی بعد تنهایی سراغ این کار برود و مرتب از شما فرار کند. همان لحظه باید بگویید" خوب زود لباست رو بپوش و سرما می خوری. زیر تخت جای مناسب و احتمالا تمیزی نیست . ممکنه سرت به چوب ها بخوره و دردت بگیره. " 
2- چه 2 ساله چه 10 ساله ( بازی با اندام های شخصی) این کار به دلیل تنهایی و بیکاری و بی حوصلگی و به دلیل کنجکاوی است. به هر حال نوازش سطح پوست آدم از سر تا پا احساس بدی به انسان نمی دهد یعنی درد و سوزش و خارش ایجاد نمی کند. بلکه حد اقل احساس تماس با بخشی از بدن را می دهد و می تواند آرام بخش باشد. با این حساب اگر بخواهیم این رفتار تکرار نشود یا باید مرتب تنبیه کنیم و شوک بدهیم و کتک بزنیم که هیچ عاقلی توصیه نمی کند. یا باید علت را بر طرف کنید. مرتب با او باشید ، بازی کنید، بازی های فکری و فعالیت های بدنی. نباید اجازه بدهید از بیکاری و تکراری بودن محیط و روتین های زندگی به چیزی روی بیاورد که نه مناسب اوست و نه به رشد او کمکی می کند. پس با او دوست باشید، هم بازی اش باشید. روزی یک ساعت با هم نرمش ، ورزش ، پیاده روی کتابخانه یا شنا و امثال این فعالیتها را داشته باشید. ( با هم یعنی یا با هم یا برای رساندن او به این فعالیت کمک کنید ). 
3- از ده سالگی به بعد به دلیل سبک زندگی غلط مردم امروز، کاهش فعالیت های جسمانی ( دیگر بیل و کلنگ و آب از چشمه اوردن و رفتن روزانه به دشت و صحرا در کار نیست) و از طرفی مواجهه با اطلاعات غلط همسالان ، مبتنی بر مشاهداتشان از تحریک های تصویری فیلم ها و بازی های کامپیوتری و برخی از کارتونها ، بلوغ جنسی زودهنگام ممکن است اتفاق بیفتد.  چه باید کرد؟ الف) دوست بچه تان باشید و بدون کتک کاری و در نهایت صداقت و صمیمیت حرفهای او را بشنوید. بیشتر شنونده باشید. ب) در یک چنین شرایطی مثل اتفاق آن شب قبل از قضاوت به تنهایی با پسرتان خلوت کنید و بپرسید دقیقا چه اتفاقی افتاد. بگویید تو داری بزرگ می شی و مطمئن باش تنبیهت نمی کنیم. می خواهیم کمکت کنیم. ج) ارتباط نزدیک با آن همسایه را قطع کنید. د) به پسرتان بی احترامی نکنید.
 هـ )  به او مسوولیت تازه بدهید. " تو داری بزرگ می شی. هر کسی بزرگ می شه مسوولیتی داره شما باید مراقبت از چیزی را به عهده بگیری. " مثلا گلدانی در اتاقش داشته باشد و مسوول آب دادن به گل باشد هر سه هفته از گلدانش عکس بگیرد و به شما تا پایان سال تحصیلی گزارشی از رشد گلش ارائه کند. از گل فروشی مثلا نمایشگاه گل و گیاه آستان قدس یا هر جایی که برای شما ممکن است مشورت بگیرید گیاهی انتخاب کنید که تا 3 ماه آینده بتوان شاهد تحولاتش بود. گیاهی که گل بدهد و دوره ی گل دهی اش به پایان برسد. نمی خواهیم او را مشغول فعالیتی بکنیم که هیچ تنوع و هیجانی ندارد. در انتخاب یکی از سه پیشنهاد شما در گل فروشی فعالش کنید. باید یک چیزی را او انتخاب کند. هر بار که به گلش رسیدگی کرد و طبق لیستی که برایش تهیه کرده اید ( آب بدهد، برگ خشکش را بردارد به سطل آشغال بیندازد، عکس هفتگی تهیه کند، زیر گلدان را تمیز کند) حتما جایزه ای بدهید. جایزه ای کوچک مثلا 500 تومان ونه بیشتر. بگذارید ذهنش مشغول جمع کردن و زنجیره کردن این جزئیات باشد.
ز) بعد به او کار بدهید. مثلا می تواند از لیست پدرش یک کار را انتخاب کند و در ازای آن پولی بگیرد پولی بسیار کم. ولی بلافاصله دستمزدش را بدهید. مثلا هر شب آشغال ها را بیرون بگذارد و در ازای آن 50 تومان ( یک سکه بگیرد). تمیز کردن توالت، جارو کشیدن ماشین. می خواهیم متوجه فرایند بزرگ شدن و مسوولیت پذیری بشود. این به رشد شخصیتش کمک می کند. 
ح ) وقتهایی را با پدرش به تنهایی سپری کند. با هم بروند تعمیرگاه ماشین، کتابخانه ( کتاب بگیرند حتی تقاضا کنید اطلس بدن را انسان را از کتابخانه بدهند ، از دکتر وقت بگیرید و بخواهید روند رشد بدن انسان را برایش توضیح بدهد و در باره ی بهداشت اعضای تناسلی و بیماری های ناشی از ضربه و یا آلودگی های ناشی از تماس با افراد بیمار مثل هپاتیت و ایدز و سیفلیس برایش توضیح بدهد.) این کمک می کند که پسرتان نسبت به مخاطرات رفتارهای احتمالی بعدی آگاه بشود. 
ط) هیچ مهمانی بدون حضور یک سرپرست بزرگتر شرکت نکند. هیچ فیلم و کارتون دوبله و غیر دوبله بدون حضور پدر یا مادر مشاهده نکند. درعین حال می تواند همراه شما فیلمها یا کارتون هایی را ببیند و بعد زمینه گفتگو برایش فراهم شود. 
ی) برایش توضیح بدهید که بدن ما حریم ماست ، کسی نمی تواند بدون اجازه ی ما به آن دست بزند، در این بدن محدوده ی زیر لباس زیر بخش خصوصی تر بدن ماست. صورتمان را نمی پوشانیم چون به وسیله ان چشم و گوش و بینی و دهان از محیط استفاده می کنیم و با مردم ارتباط برقرار می کنیم. دستهای ما فقط موقع خطر ( برق - اسید) پوشیده هستند چون با دستهایمان کارهایمان را انجام می دهیم . پاهایمان را مخفی نمی کنیم چون به وسیله ی پاهایمان جا به جا می شویم. اما از ناف تا رانهایمان را به طور مداوم می پوشانیم چون بخش خصوصی بدن ماست. می توانی در حمام خودت را ببینی. اما نمی توان به دیگران اندامهای داخلی ات را نشان بدهی. همچنین دیگران هم حق ندارند اندامهای داخلی - زیر شورتشان را به تو نشان بدهند. معمولا ادمهای بیمار، خرابکار یا آزاردهند این کار را می کنند تا از بچه ها سوء استفاده کنند. و اذیتشان بکنند. اگر در این باره سوال بیشتری داری بعدا با هم به کتابخانه می رویم و کتاب مناسبی برایت پیدا می کنیم. چیزهایی دیگری هم هست که میتوانم برایت توضیح بدهم به شرط این که خوب درسهایت را بخوانی و مسوولیت هایت را به خوبی انجام بدهی. 
ک) کم کم نشانه های بلوغ را برایش توضیح بدهید. این فرایند از ابتدای این نامه تا این شماره شاید حدود 6 ماه طول بکشد. 
4-به یکی دو کلاس با فعالیتهای فیزیکی و مهارتی ثبت نامش کنید. مثلا کلاس بسکتبال و کلاس معرق کاری یا خوشنویسی
5- داستان همسایه ی تان بیشتر شبیه دعوا و پرخاش است اساسا کتک و دعوا را با پسرتان کنار بگذارید بچه هایی که قبل از اتمام بلوغشان در معرض کتک قرار می گیرند احتمال بیشتری دارد که ناراحتی خودشان و یا رسیدن به خواسته های شان را با پرخاش و یا تحمیل خواسته های نصفه و نیمه جنسی انجام بدهند. 
دوستش باشید مطمئن باشید رفتارهایش تغییر خواهد کرد
نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٢٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ هنر فرزندپروری، توجه به نیازهای واقعی کودکان

منتشر شده در مجله فارسی مد از مطبوعات محلی انتاریو

http://farsimed.net/pdfs/Farsimed%20Feb%202015/#32 

زینب عابدینی نسب

رواندرمانگر و مشاور، عضو OACCPP

)فوق لیسانس روانشناسی بالینی از دانشگاه شیراز، کاندیدای دیپلمای معنا درمانی از موسسه معنادرمانی اتاوا(

همان طور که همه والدین می دانند کودکان در طی رشد، مراحل مختلفی را پشت سر می گذارند. در حقیقت، در گذر رشد و تغییرات قابل توجهی که در بدن، رفتار و روحیه کودک دیده می شود، گاهی به نظر می رسد که بچه ها از یک مرحله گذشته و وارد مرحله ی دیگری شده اند. این شرایط در واقع، بین سنین تولد تا 5 سالگی رخ می دهد، دوره ای که سرعت رشد فوق العاده است. سرعتی که هرگز در دیگر مراحل زندگی تکرار نخواهد شد.

گاهی والدین احساس می کنند، عواطف و رفتارهای کودک از تعادل خارج شده است، حداقل گاهی به طور موقت این طور است، تا این که کودکان از مرحله ی تلاش و تقلا برای به دست آوردن مهارت های جدید بگذرند  و به تعادل مورد نظر والدین در رفتار و هیجانهای عاطفی برگردند. بنابراین کودکی که در حال یادگیری راه رفتن است، و احتمالا مشکلاتی را در خوردن و خوابیدن دارد، ممکن است در طی تلاش برای موفقیت خیلی تندخو و تحریک پذیر شود. خوشبختانه این ناراحتی های کودک، معمولا خیلی سریع از بین می رود، به همان سرعتی که انرژی برای رویارویی با دیگر مراحل رشد تولید می شود. در عین حال باید توجه کرد که کودکان با هم متفاوت هستند. بیشتر والدینی که بیش از یک فرزند دارند اذعان دارند که کودکان به طور جدی در نحوه ی پاسخشان به موقعیت ها و تجارب اجتماعی با یکدیگر تفاوت دارند.

هر کودکی با کودک دیگر متفاوت است

اکثرپژوهشگران بر این باورهستند که بخشی از شخصیت و روحیه کودک توسط خانواده شکل می گیرد، اما بخشی از شخصیت و روحیه او ارتباط چندانی با رفتار خانواده یا شرایط زندگی او ندارد، بلکه به نظر می رسد این روحیات و خصوصیتهای کودک از لحظه ی تولد با او، وارد این جهان می شود. واقعیت این است که کودکان در سرعت رشد، شدت پاسخ به محرکها، درجه آسیب پذیری، و حساسیت شان به تصاویر، صداها، بافتارها و سازگاری شان متفاوت هستند. اطلاع شما از خصوصیات فردی کودکتان، روحیه و سازگاریتان با آن ها می تواند رفتارهای مشکل دارشان را کمتر کند، که در ادامه درباره ی آن سخن خواهم گفت.

واقعا نیازهای اساسی  کودکان ما چیست؟

دانشمندان در پژوهش های متعدد، انواع روشهای فرزندپروری که مورد نیاز کودکان است را شناسایی کرده اند. غفلت از نکات کارگشای این پژوهش ها می تواند منجر به بروز مشکلات عمیقی شود. گاهی می بینیم که رفتارهای ناگوار برخی از بچه ها لزوما به معنای عبورشان از مراحل رشدی مختلف نبوده و حتی شاید کودک از اختلال رفتاری، عاطفی یا شناختی رنج می برده است. مساله این است که واقعا غیر از رسیدگی به سلامت جسمی کودک چه وظیفه ی دیگری درباره ی فرزندمان برعهده ی ماست؟ در ادامه به فهرست مختصری از اساسی ترین نیازهای کودک اشاره می کنم.

عشق، تربیت و توجه

هر کودکی حداقل به یک نفر نیاز دارد که نسبت به او عشق بورزد و به گذراندن زمان مشترک با او علاقه مند باشد. مقصود من این نیست که این فرد در تمام اوقات و لحظه به لحظه با کودک باشد، بلکه به معنای تعهد داشتن، مراقبت کردن، وعشق ورزی بی قید و شرط نسبت به کودک است. مسائلی مانند خوراک، پوشاک، دمای مناسب، مسکن، و توجه همه جزء نیازهای اولیه به حساب می آیند، اما بدون آنها هم رشد یک کودک ممکن است به طور جدی به مخاطره بیفتد.

محرک ها و فرصتهایی برای یادگیری

کنجکاوی کودکتان را ارضا کنید. منظورم این نیست که همیشه در حال آموزش او باشید،  بلکه مقصود این است که فرصت هایی را برای کودکتان فراهم کنید که بتواند بدود، بپرد، و با اشیاء سروکار داشته باشد. امکانی فراهم کنید که کودکتان بتواند بازی کند، چیزی بسازد، و خیالپردازی کند. سخن گفتن و شنیدن از کودکتان باید اصلی ترین جنبه ی امکانات محیطی باشد که برای کودکتان فراهم کرده اید. حرف بچه ها را شنیدن و با آنها صحبت کردن از تهیه ی لباسها و اسباب بازی های رنگارنگ مهمتر است.

ساختار، قوانین، و محدودیت ها

کودکان به همان اندازه ای که نیاز به عشق و مراقبت دارند، نیاز دارند که با محدودیت هایی نیز مواجه شوند. قرار دادن محدودیتها می تواند اضطراب را کم کند و به تدریج به سوی وضع قوانین و ارزشهای خانواده و جامعه حرکت کند. مقصود از محدودیت قائل شدن همان امر و نهی های ساده ای است که از کودکی آغاز می شود- مانند وسائلت را جمع کن، مسواک بزن، وقت دیدن کارتون تمام شده- و کم کم در نوجوانی به شکل ارزشهای خانواده - مانند نظم، صداقت، پرهیز از الکل، خوشرفتاری با مردم، احترام به دیگران - و اصول زندگی فرد در می آید.

مهارتهای اجتماعی و مراقبت از دیگران

کودکان نیاز دارند به تدریج مهارتهایی را یاد بگیرند که می تواند آن ها را با افراد خارج از خانواده مرتبط کند. کودکی که از نظر مهارتهای اجتماعی ضعیف است، بیشتر احتمال دارد که از سوی کودکان دیگر در مهد کودک یا در شروع مدرسه طرد شود و تنها بماند. به هر حال می دانیم که فرصت تعامل در گروه و یادگیری شراکت و همکاری با دیگران می تواند به سازگاری بهتر با توقعات مهدکودک و مدرسه، حتی دانشگاه و محیط کار بیانجامد. پس به شکل گیری رابطه اجتماعی دوستانه، صمیمانه وگرم کودکتان با همسالانش کمک کنید.

معناداری و هدفمندی

کم کم که کودکتان بزرگتر می شود، به بازی ها، گفتگوها، پرسشها، و تصمیم گیری های هدفمند راهنمایی اش کنید. عشق ورزی به کودک و توجه به نیازهای او احساس قابل اعتماد بودن مادر/ پدر و جهان پیرامون را در کودک تثبیت می کند. در سایه این اعتماد به دیگران، پرورش مهارتهای اجتماعی و رشد عواطف در کودک حساس تر و در عین حال ساده تر می شود. اما در نهایت همه ی این تلاش ها باید برای کمک به کودک در رسیدن به تجربه ی زندگی معنادار باشد. همین که کودکی به نوجوانی منتقل می شود بحران و چالش هویت خود را نشان می دهد. پدر و مادرهای موفق آنانی هستند که با تمام مشکلات و دشواری های فرزند پروری زندگی را در نگاه کودک دیروز و نوجوان امروز امری معنادار و هدفمند ترسیم کرده اند. عشق ورزی، مسوولیت پذیری، و انتخاب های هدفمند والدین در مراحل قبل لازمه ی سلامت، و واکسن پیشگیری کننده از بروز بسیاری از اضطرابها، افسردگی ها، سوء مصرف الکل و مواد مخدر ، و پیشگیری از بروزخودکشی در بحران نوجوانی است. در شماره های بعدی به جزئیات بیشتری در این باره خواهم پرداخت. 

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٢/٦
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد