وبلاگ شخصی زینب عابدینی


+ وسوسه ها چالشی در برابر تعهد به خانواده

 تعهد و وفاداری به خانواده ریشه در تعهد به اصول و ارزشهای اخلاقی فرد دارد. مردی که پس از سالها زندگی مشترک با افت و خیزهای کم و بیش، با وجود دو یا سه فرزند، خانواده اش را ترک کرده و به تنهایی یا با فرد دیگری هم خانه می شود، بیش از هرچیز نیاز دارد که فکر کند در شخصیت خودش چه اندازه برای تعهد و وفاداری ارزش قائل است؟! نمی توان بی اعتنایی به حس مسؤولیت پذیری را پشت نقاب همجنس گرایی و تمایلات جنسی خاص پنهان کردبه خصوص وقتی که در برهه ای از زندگی خود را مسؤول تولد دو سه تا انسان بیگناه می کنید. اگر در مرحله ای از زندگی پذیرفته اید که مادر یا پدر کسی بشوید، نمی توانید این مسیر را رها کرده و دوباره از نو مسیر تازه ای در پیش بگیرید. تصور کنید همه انسانهای این جهان چنین بودند، چه دنیای ویرانی می داشتیم؟ تصور کنید والدینتان با شما چنین می کردند، آیا این رفتار و تصمیم آنان را زیر سؤال نمی بردید؟ بله ممکن است که به تازگی با تمایلات جنسی جدیدی رو به رو شده باشید، اما هر انسانی می فهمد که خود کنترلی، و مهار خویشتن به خاطر تعهدهای قبلی یک ارزش اخلاقی و پسندیده است. تفاوتی نمی کند که چه تمایلات تازه ای پیدا کرده اید، قدرت اراده ی یک انسان آن قدر قوی هست که بر خلاف برخی تمایلات فیزیکی به تعهدات و ارزشهای اخلاقی پایبند بماند. مسلما وجدان شما در ادامه دادن راهی که در طی آن فرزندانی هم وارد این دنیا کرده اید آسوده تر خواهد بود، تا ترک کردن آنها و ماجراجویی برای ارضای گرایش هایی دیگر. فرزندانتان را از خودتان نا امید نکنید، آنان تکیه گاه های شما تا آخرین روز زندگی تان خواهند بود، اگر که به خاطر وفاداری تان آنان را متعهد به خانواده بار بیاورید. عواطفی را که بیرون از خانواده جستجو می کنید، درون خانواده خود نیز می توانید پیدا کنید، اگر این وضعیت را دور از دسترس و غیر ممکن می دانید، شاید مراجعه به یک رواندرمانگر چاره ی خوبی و چراغ امیدی برای بازگشت آرامش به درون شما و خانواده شما باشد. زینب عابدینی ، رواندرمانگر رسمی در استان انتاریو

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٦/٧/٢٢
comment نظرات () لینک

+ مواد مخدر، اوردوز، سوء مصرف

امروز رادیوی ملی کانادا CBC اعلام کرد که سی و یکم آگوست روز هشدار درباره ی مصرف بیش از اندازه ی مواد مخدر یا همان Overdose است. به این امید که شاید کسانی که از مواد مخدر، الکل و مواد روانگردان استفاده می کنند، به این مساله توجه بیشتری داشته باشند که یک گرم بیشتر، چند جرعه بیشتر،و یا یک قرص بیشتر  می تواند نه راحتی و فراموشی ، نه شادمانی و نه بی خیالی که مرگ آنها و رنج عزیزان و بازماندگان را به همراه داشته باشد. به امید روزی که همه ی انسان ها شادمانی را در درون خود جستجو کنند و نه در آنچه که از درون آنها را نابود خواهد کرد. زینب عابدینی ، رواندرمانگر عضو نظام رواندرمانی انتاریو، 9052377472 ، رزرو مشاوره آن لاین zainab.abedini@gmail.com         https://t.me/greatlives☂️

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٦/٦/۱٠
comment نظرات () لینک

+ امید و احساس گناه

#امید وقتی جوانتر بودم، شاید نوزده یا بیست ساله، در دانشگاه با استادی دیندار آشنا شدم که از آینده ای برین و بهبود وضعیت زندگی مردم جهان در پرتو برنامه های خداوند سخن می گفت. آخرش دانشجوها خیلی امیدوار شده بودند که بالاخره با آمدن منجی تلاش های خورده ریزه ی انسان ها برای کمال و بهبود زندگی در زمین به نتیجه ای جهانی می رسد و خیلی از دیوانگی حکومتها ، و نقصی که در جامعه ی پیرامونشان می بینند -حالا هر جای دنیا که می خواهد باشد- دلگیر و نا امید نشوند. وقتی صحبتهایش به پایان رسید، بنا شد من ایشان را به در خروجی دانشگاه برسانم و فرصت غنیمتی هم برای گپ و گفت و همراهی تا خداحافظی نهایی داشته باشم. دوست داشتم سوالی بپرسم که بین دین و روانشناسی تعامل ها و مرزها را تا اندازه ای نشان بدهد. به ایشان گفتم اگر کسی گناهی کرده باشد و خود را خطاکار بداند، شما چه توصیه ای به او می کنید؟ گفت: می گویم از خدا درخواست بخشش کند. گفتم : اگر توبه هم کرده باشد، پشیمان هم باشد، و گرد آن خطا هم نگردد، اما باز غمگین باشد و ناامید از خودش ، شما چه توصیه ای می کنید؟ گفت: اگر به خدا ایمان دارد، و توبه کرده است و از کسی جز خودش چیزی را ضایع نکرده باشد، دیگر غمگینی او معنایی ندارد به مهربانی و رحمت خداوند امیدوار باشد. گفتم: اگر با همه ی این حرفها باز هم احساس کند که جایی نزد خدا ندارد به عنوان یک دانشگاهی دیندار و سخنوری تاثیر گذار به او چه می گویید: گفت: می گویم برود پیش یک روانشناس، این دیگر احساس گناه مذهبی نیست. این احساس گناه بیماری است. بهتر است برود ساختمان افکارش را اصلاح کند. خیلی برایم جالب بود ، آن موقع دانشجوی سال سوم روانشناسی بالینی بودم، از ایشان تشکر کردم و از مرز روشنی که میان امید و ناامیدی، بیماری و سلامت ، خطا و جبران در برابر ناامیدی و رخوت کشید شگفت زده شدم. آری تا خدا هست، امید هست، بخشش هست، و رشد و تعالی بشر ادامه دارد. #روز عرفه فرصتی دوباره برای دوستی و امیدواری به مهربانی خداست. زینب عابدینی نسب، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، رواندرمانگر رسمی استان انتاریو، 9052377472 ، رزرو مشاوره آن لاین zainab.abedini@gmail.com         https://t.me/greatlives☂️

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٦/٦/٩
comment نظرات () لینک

+ پرورش خلاقیت

کارگاه پرورش خلاقیت کودکان هفت تا یازده ساله با حضور دوست عزیزم سارا احمدی برگزار کننده کارگاه های پرورش خلاقیت در ماه اکتبر برگزار خواهد شد. افتخار دارم که در کنار ایشان با تمرین های عملی زیبایی ، به پرورش تفکر خلاق و واگرای کودکان بپردازیم. این کارگاه سه ساعت به طول خواهد انجامید و در خدمت کودکان زیبایمان در منطقه ریچموند هیل خواهیم بود. 

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٦/٩
تگ ها: خلاقیت
comment نظرات () لینک

+ امید

در چند روز گذشته که کانادا با بحران آتش سوزی جدیدی در استان بریتیش کلمبیا مواجه بوده است، آنچه برای من در کنار همه مسائل فرهنگی و جامعه شناختی اهمیت داشت مهارت دلداری در میان مدیران شهری و همشهریان بود. داشتم فکر می کردم آنچه که در بحران های بشری یا حوادث ناگوار طبیعی شاید از هرچیزی مهمتر باشد " از دست ندادن امید" است. آدمی به امید زنده است. اگر به این نتیجه برسی که فردا چیزی برای از دست دادن نداری ، شاید همان یک قدم نهایی برای نجات را دیگر برنداری و همین جاست که مصیبت بر سرت آوار می شود. جوان تر که بودم در جایی خوانده بودم که برخی خلبانهای جنگنده های نظامی در جنگ جهانی دوم سیبی را گاز می زدند و روی میز کارشان رهامی کردند و می گفتند همین که از این پرواز برگشتم بقیه آن را گاز خواهم زد. در بحران جنگ آنچه برخی از آنان را به دقت و احتیاط در عملیات نظامی وا می داشت همین روحیه امیدواری و دلداری دادن به خودشان بود. در سانحه آتش سوزی روزهای اخیر ماه جولای در بریتیش کلمبیا، مردم به شوق اینکه به زودی آتش مهارت می شود و به زودی به خانه های خود باز خواهند گشت شهر را ترک کرده و دارایی شان را رها کرده و در پناه گاه های در نظر گرفته شده به سر می برند. امروز خبرنگار سی بی سی از رئیس آتش نشانی منطقه پرسید پیش بینی تان از مهارت آتش چیست؟ او در پاسخ گفت : "من پیش از این سانحه برای تعطیلات سالانه خودم رفته بودم ماهیگیری که مجبور شدم برای مدیریت کار برگردم. امیدوارم به زودی آتش و بحرانهای حاشیه آن مهار شود تا دوباره برگردم ماهیگیری! "او هفته ای است که شاید چند ساعت محدود توانسته بخوابد و آن قدر دود و خاکستر به حلقش فرو داده بود که خبرنگار می پرسید قبلا صداتون این قدر خش دار نبود! او هم خنده ای سر داد و گفت بهتر می شه. به خاطر دود و خاکستر هواست. همین امیدواری و خوش بینی، همین دلداری دادن به خود و دیگران مهارت خاصی است که اگر بیشتر در جهان فراگیر شود زندگی را ساده تر می گیریم و دلخوشی بیشتر سختی ها و ناخوشی های روزگار را پشت سر می گذاریم. زینب عابدینی ، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، عضو نظام رواندرمانی انتاریو ، https://t.me/greatlifes

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٤/٢۸
تگ ها: امید
comment نظرات () لینک

+ گرایش های جنسیتی در کودکان

یکی از والدین محترم مخاطب کانال از من پرسیده اند: " آیا ما واقعا در گرایش های جنسی و جنسیتی فرزندانمان موثر هستیم؟ " مختصرا در پاسخ باید بگویم: آنچه فرزند شما در آینده انجام می دهد انتخاب اوست، و شما در آن انتخاب ها موثر هستید . بنابراین با واقع بینی به کار فرزند پروری بپردازید. پیامبران خدا نیز گاهی نتوانستند فرزند، همسر، عمو و خویشان خود را نسبت به حقایقی که مسوول انتقال آن به مردم بودند متقاعد کنند. اما به هر حال در انتخاب ها و روش زندگی میلیاردها نفر نیز موثر واقع شدند، به خصوص که بسیاری از آنان فرزندان پیامبر صفت و پیامبران آینده بشر را در دامان خود پرورده اند. نتیجه آنکه شما در پرورش گرایش های فرزندانتان بدون تردید موثر هستید.

سوال دیگری که یکی از والدین از من پرسیده اند این است که "چه کنیم که فرزندمان در آینده دچار اختلال هویت جنسی یا تمایلات هم جنس گرایانه نشود"؟ به چنین پرسش هایی در نشستی که در پیش روست پاسخ خواهم گفت. مختصراً باید بگویم" مراقبت از بهداشت جنسی فرزندتان عامل اول، و توجه به کیفیت پیام های جنسیتی که فرزند شما از نوع ارتباط شما با دیگران به خصوص همسرتان دریافت می کند، عامل دوم در سوگیری جنسی و جنسیتی فرزندتان است. تحقیر جنسیت فرزندتان چه مستقیم چه غیر مستقیم، تمجید و توجه افراطی به جنس دیگر می تواند همگی در گرایش های جنسیتی او موثر باشد. نوع ارتباط او با والد همجنس و پیامی که از والد غیر همجنس خود درباره ی والد همجنس خود دریافت می کند به روشنی می تواند در سوگیری جنسیتی فرزندتان موثر باشد. خلاصه آنکه همان جنسیتی را که با آن در نهایت سلامت به دنیا آمده تقویت کنید و او را به سوی نقش های اجتماعی متعادل و متعارف پیش ببرید. https://t.me/greatlifes" زینب عابدینی " کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و " عضو نظام رواندرمانی انتاریو، کانادا"

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٦/٤/٢٧
comment نظرات () لینک

+ معنی درمانی

ما در عصری زندگی می کنیم که بسیار پیشرفته تر از قرون گذشته به نظر می رسد. سرعت علم و تکنولوژی به انسان امروز نسبت به آینده احساس کنترل نمی دهدف بلکه به عقیده من این پیشرفتهای بی وقفه انسان را نسبت به آینده اش ضعیف تر و نگران تر می کند. این احساس ضعف حاصل فاصله ای است که امروز نسبت به آینده دارد. 100 سال پیش انسانی تصور نمی کرد که تغییرات آن سوی جهان را لحظه به لحظه بتواند مشاهده کند و بر مبنای آن تصمیماتی را این سوی جهان بگیرد. مسلما 100 سال آینده به لحاظ تکنولوژیک  بسیار پیشرفته تر از امروز خواهد بود. اما انسان دیروز با فقر و گرسنگی و مشکلات همنوعان خود در سطح شهر خودش مواجه بود. و شاید مدینه فاضله اش سیرکردن گرسنگان، و ریشه کن کردن فقر همسایگانش بود. امروزه حتی اگر در شهری مانند تورونتو در همسایگی من به سادگی نتوان انسان گرسنه ای را پیدا کرد اما به لطف تکنولوژی و پیشرفت علم نمی توان از شکمهای گرسنه، بیماری های کشنده و رنج طاقت فرسای انسانهایی که در قاره ای در همسایگی من به سر میبرند بی اطلاع ماند. با این همه گویا انسان امروز در گیر ودار پیشرفتهای بزرگ جامعه اش از خودش وامانده است. به همان سادگی که جلسه مدیران ارشد یک شرکت به صورت تله کنفرانس برگزار می شود، خلوتی میان انسان و خودش صورت نمی گیرد. این وضعیت مرا بیشتر متوجه پیام رواندرمانی ویکتور فرانکل برای عصر حاضر می کند: جستجوی معنا

تاکید فرانکل بر معناداری حیات هر انسان نبوغ او نیست ، به نظرم حاصل زندگی او در سخت ترین شرایط و بی رنگ و لعاب ترین روزهای عمرش در اردوگاه های مرگ نازی هاست. شاید بشر برای رهایی از چرخ دنده های صنعت نیاز داشت که کسانی را در شرایطی ناگوار قرار دهد تا در انزوای این کسان از صنعت و پیچیدگی های دنیای مادی، تحت فشار و ارعابی که از سوی همنوعان خود دریافت می کردند، فردی برخیزد که انسان را به خودش و حیات معنادارش دوباره دعوت کند. تاکید فرانکل بر معنا ، در کنار تاکید او بر اراده آزاد انسان دستاورد بزرگی به نام پذیرش مسوولیت انتخاب ها و تصمیمها به همراه داشت. این دستاورد گویا فرزند معنوی فرانکل است اما رواندرمانگران امروز موظف به مراقبت و رسیدگی به این فرزند دور از پدر دارند. آینده لوگوتراپی وابسته به تلاش رواندرمانگران در زنده نگهداشتن نهالی است که فرانکل در حیات رو به مرگ انسان معاصر کاشت.تاکید بر معنا ، در ایدئولوژی مذاهب ، در شهود عرفا، در قلم فرسایی های فلاسفه ، در کلمات برخی شاعران الهام بخش انسان هاست.  لوگوتراپی نیز همان پیام را به انسان ها می رساند. با این تفاوت که تلاش رواندرمانگران به جای تاکید بر گروه خاص، بر نجات همه کسانی است که برای رهایی از مشکلات روانشناختی خود برای درمان به آنها مراجعه کرده اند. اینده لوگوتراپی در بستر درمانهای روانشناختی متفاوت قابل پیگیری است. به هر حال عصر حاضر عصر درمانهای یکپارچه گراست. عصر درمانهای ریشه ای در مقابل درمانهای علامت زدا. شاید این میان پیوند نیکویی میان شناخت درمانی رفتاری و معنی درمانی بتوان برقرار کرد.

اگر چه بسیاری از درمانهای روانشناختی در فضای دانش پژوهانه امروز بسیار متاثر از آزمایشگاه های علوم و روابط علت و معلولی مستقیم هستند، به طوری که ماده ( مغز و روابط نورونی) اهمیت و ارزش ویژه ای در پژوهشها یافته اند ولی رواندرمانی ویکتور فرانکل با تاکید بر ابعاد مختلف وجود انسان- اعم از بدن، روان و روح- وزن قابل توجهی به نیاز های فرا مادی و توصیفات فرامادی و درمانهای فرامادی می دهد.  شاید سایه رواندرمانی فرانکل در دانشگاه ها و درمانگاه ها مانع از تبدیل شدن روانپزشکان به دام پزشکان و مانع از تبدیل روانشناسان به پرستاران و مددکاران اجتماعی شده است. توقع می رود که روانپزشک و روانشناس جسم و روان و روح بیمار را در درمان ارزیابی کنند و به مشکلات هر بعدی از وجود انسان توجهی معنی دار داشته باشند.

به نظرم معنی درمانی ، مانند عصایی در دست دیگر درمانهاست. آن گاه که با تاکید بر نظریه شناختی رفتاری خطاهای منطقی بیمار را شناسایی کردیم لازم است که با کمک معنی درمانی پاسخ سوال " خوب که چی " بیمار را هم بدهیم. گویا پس از رفع خطاهای شناختی بیمار نیز ممکن است باز خلق و روحیه بیمار به حد سلامتی نرسد، اینجاست که معنی درمانی با جراحی عمیقتری سوالات بنیادین مراجع را بیرون می آورد و در مقابل او قرار می دهد. گویا در این عصر پر هیاهیو این معنی درمانی است که در کلینیک مراجع را با حقیقت خودش مواجه می کند نه فقط با عملکردهای شناختی و بازده های رفتاری و عاطفی اش. گویا معنی درمانی دیداری میان انسان و خودش فراهم می کند تا در این دیدار انسان خود را از لا به لای چرخ دنده های صنعت و ماده بیرون بکشد و برای روزهای گم شدن و درمانده شدن قطب نمای وجدان را در دستان او قرار دهد. در نتیجه انسان از گم شدن نجات می یابد و رو به معنی حرکت کردن را در سیری و گرسنگی خود و هم نوعانش فراموش نمی کند.  زینب عابدینی ، تورونتو، دسامبر 2012

 

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٦/٤/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  

نویسنده : زینب عابدینی نسب ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٤/۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد